تأثیر اعتقاد به مهدویت و انتظار بر شناخت خود، خدا و امام‌ از دیدگاه آیت‌الله صافی

نویسندگان

1 دانشیار گروه فلسفه موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ره

2 طلبه سطح چهار مؤسسۀ آموزش عالی حضرت زهرا، میبد

چکیده

باورداشت مهدویت و انتظار، عقیده‌ای اسلامی با پشتوانۀ محکم برهان‌های عقلی و دلایل نقلی است. با توجه به اهمیت این موضوع و تأثیر آن بر بینش انسان، پژوهش حاضر با روش توصیفی _ تحلیلی، چگونگی تأثیر این اعتقاد بر معرفت النفس، معرفت خداوند و امام را مبتنی بر دیدگاه آیت‌الله صافی بررسی کرده است. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که اعتقاد به مهدویت و انتظار موجب شناخت انسان به خداوند و با نگاهی عام‌تر، معرفت به دین می‌شود. این اعتقاد در حوزۀ امام‌شناسی نیز به نوبۀ خود، باعث افزایش معرفت و بالتبع موجب محبّت بیش‌تر به امام می‌شود. با شناختِ امام، معرفت نسبت به هدف غایی، معرفت به حکومت حق و اصیل و پذیرش ولایت فقیه حاصل می‌شود. این اعتقاد باعث افزایش معرفت به خویشتن و وظایف فردی و اجتماعی خود در حوزۀ مهدویت و انتظار خواهد شد. بنابراین، بین خداشناسی، امام‌شناسی و خودشناسی روابطی متقابل وجود دارد و هر کدام به گونه‌ای بر دیگری تأثیرگذار است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The effect of believing in Mahdism and Intiẓār (Awaiting the advent of Imam Mahdi) in knowing oneself, God, and the Imam from Ayatollah Ṣāfi’s point of view

نویسندگان [English]

  • Muhammad-Ali Muḥīṭi Ardakān 1
  • Ṭāhireh Ḥāji-Raḥīmi 2
1 The faculty member of philosophy group at Imam Khomeini Educational and Research Institute
2 A student of level 4 at Ḥazrat Zahra Higher Education Institute in Meybod
چکیده [English]

Believing in Mahdism and Intiẓār is an Islamic belief with a solid support of intellectual arguments and narrated evidences. Considering the importance of this issue and its effect on human insight, the present research has investigated the effect of this belief on self-inspection, taking the cognition of God, and the Imam, using the descriptive-analytical method. The results of the research show that believing in Mahdism and Intiẓār causes people to know God and, with a more general view, knowledge about religion. This belief in the field of Imamology, in turn, increases knowledge and consequently causes more love for the Imam. By knowing the Imam and taking cognizance of the ultimate goal, the rule of right governance, and acceptance of Wilāyat al-Faqīh is obtained. This belief will increase self-knowledge and personal and social duties in the field of Mahdism and Intiẓār. Therefore, there are reciprocal relationships between taking cognizance of God, the Imam and self-knowledge, in a way that each of them influences the other.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Mahdism
  • Intiẓār
  • duty
  • theology
  • anthropology
  • self-knowledge
  • Ayatollah Ṣāfi Golpāyegāni

تأثیر اعتقاد به مهدویت و انتظار بر شناخت خود، خدا و امام‌ از دیدگاه آیت‌الله صافی

                                                                                                                                 طاهره حاجی رحیمی[1]

محمدعلی محیطی اردکان[2]

چکیده

باورداشت مهدویت و انتظار، عقیده‌ای اسلامی با پشتوانۀ محکم برهان‌های عقلی و دلایل نقلی است. با توجه به اهمیت این موضوع و تأثیر آن بر بینش انسان، پژوهش حاضر با روش توصیفی _ تحلیلی، چگونگی تأثیر این اعتقاد بر معرفت النفس، معرفت خداوند و امام را مبتنی بر دیدگاه آیت‌الله صافی بررسی کرده است. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که اعتقاد به مهدویت و انتظار موجب شناخت انسان به خداوند و با نگاهی عام‌تر، معرفت به دین می‌شود. این اعتقاد در حوزۀ امام‌شناسی نیز به نوبۀ خود، باعث افزایش معرفت و بالتبع موجب محبّت بیش‌تر به امام می‌شود. با شناختِ امام، معرفت نسبت به هدف غایی، معرفت به حکومت حق و اصیل و پذیرش ولایت فقیه حاصل می‌شود. این اعتقاد باعث افزایش معرفت به خویشتن و وظایف فردی و اجتماعی خود در حوزۀ مهدویت و انتظار خواهد شد. بنابراین، بین خداشناسی، امام‌شناسی و خودشناسی روابطی متقابل وجود دارد و هر کدام به گونه‌ای بر دیگری تأثیرگذار است.

واژگان کلیدی: مهدویت، انتظار، وظیفه، خداشناسی، انسان‌شناسی، خودشناسی، آیت‌الله صافی.

 

 

 

مقدمه

عقیده به مهدویت و ظهور حضرت مهدی؟عج؟ به ‌عنوان منجى عالم، باورى اسلامى و اعتقادی عمومی و اجتماعی است و به شیعه اختصاص ندارد، بلکه همگى مسلمانان، بر آن اتّفاق ‌نظر دارند؛ اگرچه شیعه، شخص او را از نظر حسب و نسب معرفی می‌کند.

این اعتقاد، به‌عنوان اندیشه‌اى اسلامى، بر قوى‌ترین دلایل نقلى و عقلى استوار است. آیاتى از قرآن مجید و بسیارى از احادیث، چنان این اعتقاد را محکم و استوار کرده‌ است که انکار آن، مانند انکار اصل رسالت و نبوّت، در بعضى از روایات، کفر شمرده شده است. برحسب اصول مذهب شیعۀ دوازده امامی، ایمان بدون آن کامل نمی‌شود و قبولی اعمال به پذیرش آن مشروط است.[3]

شواهد تاریخی بهترین مؤید برای صحت این موضوع است تا جایی که هیچ یک از مسلمانان شیعه و سنی آن را انکار و حتی در آن شک نکرده‌ است. در این بین، برخی افراد که تحت تأثیر فرهنگ غرب قرار گرفتند، در موضوع مهدویت اشکالات و شبهاتی را طرح کردند؛ زیرا این افراد در زمینه مقاصد مادی‌گرایان به تعریف و تأویل روایات قطعی دست می‌زنند و طبق اهداف آن‌ها تفسیر و تحلیل می‌کنند.[4]

عقاید، در تعیین سیر انسان و مشخص کردن هدف و مقصود او، نقش مؤثرى ایفا می‌کنند. پس هر چه اعتقادات دقیق‌تر و با واقعیات موافق‌تر و از خرافات منزّه‌تر باشد؛ هدف و مقصد شخص، انسانى‌تر و اعمال و حرکاتش پاک‌تر خواهد بود. همان‌گونه که بین شناخت، گرایش و رفتار انسان رابطۀ طولی و سیر خطی وجود دارد؛ دسته‌ای از اعتقادات انسان نیز بر برخی شناخت‌های او مؤثرند. باورداشت مهدویت و انتظار از این مقوله مستثنا نیست و تأثیرات معرفتی مختلفی دارد. معرفت انسان به خداوند، امام و خویشتن از شناخت‌های انسان است که تحت تأثیر اعتقاد به مهدویت و انتظار قرار می‌گیرد. آیت‌الله صافی؟رح؟، از جمله اندیشمندانی است که در دوران معاصر در آثار مهدویِ خویش، به اوصاف، ویژگی‌ها و تأثیرات اعتقاد به مهدویت در حوزۀ فردی و اجتماعی اشاره و آن‌ها را تبیین کرده است. در این نوشتار به تأثیر اعتقاد به مهدویت و انتظار بر بینش و معرفت انسان به خداوند، به امام و به خویشتن از منظر آیت‌الله صافی؟رح؟ خواهیم پرداخت. انسان‌شناسی و خداشناسی از جمله مبانی فلسفی مهدویت به شمار می‌روند و معرفت درست و کامل فرد به انسان و خداوند، مقدمه‌ای برای اعتقاد به مهدویت است؛ در عین حال همان‌گونه که توضیح داده خواهد شد انسان شناسی و خداشناسی با اعتقاد به مهدویت رابطۀ متقابل دارند و هریک بر دیگر تأثیرگذار است.

گفتنی است در حوزۀ کارکردها و تأثیرهای «مهدویت و انتظار»، مقالاتی نوشته شده‌‌اند؛ از قبیل «کارکرد رفتاری و کنشی فرهنگ انتظار در تعمیق راهبرد مقاومت» (محمود ملکی راد، جامعه مهدوی، 1400)؛ «کارکرد مهدویت در اصلاح و تغییر رفتارهای فردی و اجتماعی» (همان، مشرق موعود، 1397)؛ «نقش مهدویت در تحکیم نظام اجتماعی عصر غیبت» (همان، حکومت اسلامی، 1397)؛ «کارکردهای مهدویت در اصلاح و تغییر رفتارهای فردی و اجتماعی در دوران غیبت» (محمدصابر جعفری، پژوهش‌های مهدوی، 1397)؛ «مهدویت و معنویت؛ جستاری در کارکردهای معنابخشیِ انتظار در جهان معاصر» (حبیب الله بابایی، همایش دکترین مهدویت، 1385)؛ «کارکردهای فردی و اجتماعی مهدویت» (سیده فاطمه موسوی، موعود پژوهی، 1398) و «کارکرد آموزۀ انتظار در کنترل اجتماعی» (محمدصادق ربّانی، انتظار موعود، 1387). با وجود تدوین این مقالات، در عین حال مقالات مذکور یا به تأثیرات اعتقاد به مهدویت و انتظار بر شناخت انسان به خداوند به امام و به خویشتن نپرداخته و یا تنها اشاره‌ای گذرا به این حوزۀ معرفتی داشته‌اند. بحث را با مفهوم‌شناسی آغاز می‌کنیم.

  1. مفهوم شناسی

شناخت درست و تفسیر دقیق و واقعی اصطلاحات اسلامی برای هر فردی که بخواهد با روح آموزه‌های اسلام و حقیقت این مکتب آشنا شود، لازم است؛ زیرا درک جوانب ایجابی و سلبی این تعالیم و ارتباط آن با شناخت، گرایش و عمل درست به حوزۀ تصوریِ دقیق منوط است. در ادامه به معنا و مفهوم واژگان اصلی تحقیق می‌پردازیم:

الف) مهدویت

«مهدویت» به لحاظ لغوی به معنای هدایت شده به سوی خدا[5]، مصدر جعلی یا ساختگی از مهدوی است. مهدوی، از اضافۀ یای نسبت به مهدی _ که می‌تواند اسم فاعل یا مفعول باشد _ ساخته شده است. معنای اصطلاحی مهدویت، باور به منتهی شدن سیر جوامع جهان به سوی جامعه‌ای واحد با حکومت حق و رهبری ابرمردی الاهی، یعنی همان موعود ادیان و دوازدهمین وصی پیغمبر آخرالزمان است.[6]

ب) انتظار

«انتظار»، حالتى است که از ترکیب ایمان و اعتقاد به مبانى دین و ولایت امام‌زمان؟عج؟، و شوق و علاقه به ظهور و حکومت و زیست و همراهى با اهل‌بیت؟عهم؟، عدم رضایت از وضع موجود و توجّه به نقص و فساد و تباهى آن سرچشمه می‌گیرد.[7]

  1. تأثیر اعتقاد به مهدویت و انتظار بر شناخت انسان نسبت به خدا

معرفت به خداوند و شناخت دین را می‌توان از جمله تأثیرات معرفتی مهدویت و انتظار بر حوزۀ خداشناسی دانست که این رویکرد از آثار آیت‌الله صافی، قابل استنباط است.

2-1. معرفت به خداوند

معرفت به خداوند با معرفت به حجت خداوند و ثبات و افزایش آن ارتباط دارد و بدون شناخت امام، معرفت به خداوند میسر نمی‌شود؛[8] همان‌گونه که در بعضی از روایات، معرفت صحیح و کامل خداوند، در گروِ معرفت امام دانسته شده است: از حضرت سیدالشهدا سؤال شد: فَمَا مَعْرِفَةُ اللهِ؟ حضرت فرمود: «مَعْرِفَةُ أَهْلِ کُلِّ زَمَانٍ إِمَامَهُمُ الَّذِی یَجِبُ عَلَیْهِمْ طَاعَتُهُ».[9]

شیخ صدوق در شرح و تفسیر این عبارت مى‌فرماید:                  

«اهل هر زمانى بدانند که خدا آن‌کسى است که آن‌ها را در هر زمان بدون امام معصوم نخواهد گذارد، پس کسى که خدایى را پرستش کند که بر خلق به‌وسیلۀ نصب امام معصوم اقامه حجّت نکند، پس غیر خدای عزّوجلّ را عبادت و پرستش کرده است.»[10] علّامه مجلسى نیز مى‌فرماید: «شاید تفسیر «معرفت خدا» به «معرفت امام» براى بیان این نکته باشد که معرفت خدا حاصل نمى‌شود، مگر از جهت امام، و یا براى بیان این نکته باشد که انتفاع از معرفت خدا مشروط است به معرفت امام.»[11]

یعنی اول باید خدا را شناخت تا بتوان او را عبادت کرد و هدف از خلقت محقق شود و در واقع معرفت امام، همان معرفت خدا و مقدمه عبادت است؛ عبادتی که هدف از خلقت انسان است. پس می‌توان نتیجه گرفت که معرفت و شناخت امام، یکی از اهداف خلقت انسان و از مقدمات آن به حساب می‌آید.

 فرد منتظر و مهدی باور، به طور قطع به ولایت و حکومت امام معتقد است و در انتظار روزی است که این حکومت و ولایت محقق شود. از سوی دیگر، این ولایت و حکومت از طرف خداوند است؛ زیرا مهدویت تجلی توحید است؛ چنان‌که این نکته از آیۀ <إِنّی جاعِلُکَ لِلنّاسِ إِماماً‏>[12] و نیز آیۀ <یا داوُدُ إِنّا جَعَلْناکَ خَلِیفَةً فِی الاْرْضِ‏>؛[13] استنباط می‌شود. پس فردی که امام را حاکم و ولیّ خود و جامعه بداند، قطعا خداوند را دارای ولایت حقیقی دانسته است و اطاعت از خداوند را واجب می‌شمارد.[14] از آن‌جا که اطاعت و عبادت خدا و چگونگى آن بدون دریافت برنامه و دستورالعمل آن از امام و اطاعت از او حاصل نمى‌شود؛ این مرتبه از معرفت کامل که در کمال هم مراتب دارد، بدون معرفت امام محقّق نخواهد شد.

فرد منتظر، کسب رضای امام را مقدمۀ کسب رضای خداوند می‌داند؛ زیرا این فرد، عاشق امام است و در صدد اجرای کاری است که مورد رضایت معشوق باشد که همان اطاعت از خداوند است و اطاعت از خداوند برخاسته از معرفت به خداوند است؛ زیرا رفتارها نشأت گرفته از بینش‌ها هستند و تا شناخت به خداوند وجود نداشته باشد، اطاعت از خداوند حاصل نخواهد شد. بنابراین، هرچه با تمسّک به گفتار و رفتار اهل بیت‌؟عهم؟ در مسیر معرفت و عبودیت خداوند متعالى پیش برویم، به اهداف حضرت نزدیک‌تر شده و قلب مطهّر او را شادتر کرده‌ایم؛ چرا که حضرت، بالاترین عاشق خدا است که بیش‌تر از هر چیز رضایت خدا را مى‌خواهد و رضایت خدا نیز در این است که بندگانش هرچه بیش‌تر با او آشناتر و به او نزدیک‌تر شوند.[15]

از منظر آیت‌الله صافی، اهل بیت؟عهم؟ جمال و جلال بى نهایت الاهى را در حدّ درک و شناختِ ما مجسّم کرده‌اند و مظهر تمام اسما و اوصاف الاهى، بهترین جایگاه معرفت خدا و کارگزار و عامل خداوند هستند؛ مجرایى که خداجویان از کوتاه‌ترین راه و در کوتاه‌ترین زمان به خداوند برسند: «مَنْ أَرادَ اللّهُ بَدَءَ بِکُمْ»[16]؛ زیرا ائمه؟عهم؟ انسان‌های کامل هستند و انسان کامل، کامل‌ترین مظهر خدا است. از سوی دیگر، شناخت خدا فقط از راه شناخت مظاهر و تجلیات ممکن است؛ در نتیجه کامل‌ترین راه شناخت خدا، شناخت کامل‌ترین مظهر خدا، یعنی شناخت ائمه؟عهم؟ است. با شناخت ائمه؟عهم؟ شناخت احکام و دستورهای خداوند ممکن خواهد بود؛ زیرا در روایات، ولایت بالاتر از احکام بیان شده، بلکه کلید آن‌ها توصیف شده است.

2-2. معرفت دین

با معرفت به خداوند، معرفت به دین نیز حاصل می‌شود؛ زیرا خداوندی که انسان را برای عبادت و رسیدن به قرب خودش خلق کرده است، قطعاً راه وصول به هدف را نیز در اختیار انسان قرار می‌دهد؛ در غیر این صورت، نقض غرض حاصل می‌شود که بر خداوند محال است. پس انسانی که تقرب به خداوند را هدف نهایی خود می‌داند، یقینا به دینی تمسک می‌کند که در جهت رسیدن به هدف نهایی خود باشد و لذا به دنبال شناخت بیش‌تر دین حق و اصیل و شناخت امام و حجت الاهی می‌رود.

مهدی باوری، نشأت گرفته از دین‌باوری است. منظور از دینِ موجبِ مهدی باوری، اصول دین است. فردی که امامت را از اصول دین بداند، به طور قطع به امامت حضرت مهدی؟عج؟ ایمان می‌آورد. مهدی‌باوری نیز بر اصل دین‌مداری مؤثر است، هم بر آموزه‌های دینی و هم بر اصل دین‌مداری؛ زیرا باور و اعتقاد به مهدویت و انتظار با معرفت به خداوند رابطۀ دو سویه دارد؛ از طرفی نیز معرفت و اعتقاد به نبوت برخاسته از معرفت خداوند است. بنابراین، مهدی‌باوری بر شناخت و معرفت و اعتقاد به توحید و نبوت مؤثر است. از آن‌جا که ائمه؟عهم؟ مظهر صفات الاهی و جانشینان پیامبر اکرم؟صل؟ هستند؛ شناخت امام، معرفت نسبت به خداوند و صفات او و معرفت به نبوت و امامت خاصه را به دنبال دارد؛ زیرا امامت عامه در امتداد امامت خاصه است. افزون بر این، بر معرفت آموزه‌های دینی نیز مؤثر است؛ زیرا شرح و بیان ابعاد مختلف دین، آن هم دینى مثل دین اسلام و تفسیر مجمل و مفصل و محکم و متشابه و خاص و عام و ناسخ و منسوخ کتاب و سنّت و دقایق مسائل عقاید و احکام، امورى نیست که هر کسی قابلیت تبیین آن را داشته باشد. پس باید بین امّت در هر عصر، شخصى باشد که مرجع در تمام امور باشد و قولش حجت و قاطع هرگونه اختلاف و امان از گمراهى و ضلال تلقی گردد.

آیت‌الله صافی ضمن اشاره به رابطۀ معرفت امام و معرفت دین، ضلالت از دین را با نشناختن حجت و امام مرتبط دانسته و یکى از فواید بزرگ نصب حجت و امام را منحرف ‌نشدن مؤمنان از راه راست بیان کرده‌ است. با وجود چنین امام و مرجعى الاهى و علامت یقینى، هر کس او را مقتدا قرار دهد و از او تخلف نکند و از وی پیشى نگیرد و از ارشادات و هدایت‌هاى او تخطى نکند، از دینش گمراه نخواهد شد و اگر در ایمان به امامت و معرفت حجت لغزشى پیدا کند و ثابت نماند، از دین گمراه مى‌شود.[17]

  1. تأثیر اعتقاد به مهدویت و انتظار بر شناخت انسان نسبت به امام

همان‌گونه که معرفت به امام، اعتقاد و باور به مهدویت و انتظار را به دنبال دارد؛ اعتقاد به مهدویت و انتظار موجب معرفت بیش‌تر به امام، شناخت هدف نهایی، معرفت به حکومت حق و اصیل و بالتبع مشروع دانستن «ولی فقیه» را موجب می‌شود.

3-1. امام شناسی

بر اساس آموزه‌های اسلامی، معرفت امام، امان از ضلالت و گمراهى و موجب تقرّب به خداوند متعال و ترقّى و کمال نفس است، و بدون معرفت امام و ولىّ‌امر هیچ طاعت و عبادتى مقبول نیست. به فرمودۀ آیت‌الله صافی:

با‌ توجّه ‌به نقشى که امامت در حفظ نظام، کمال بشر و سیر او به‌سوى خدا و اجراى احکام خدا دارد، و با‌توجّه‌ به این‌که اطاعت امر امام شرعاً و عقلاً واجب است؛ در وجوب معرفت امام نیز برحسب حکم عقل جاى هیچ‌گونه تردید و شبهه‌اى نیست؛ زیرا مقدّمه اطاعت است که واجب است، و بدون وجوب آن، اطاعت و نصب امام بیهوده خواهد شد.[18]

همچنین برحسب شرع و آنچه از بعضى روایات استفاده مى‌شود، اطاعت امام نیز واجب است؛ چنان‌که در این روایات، ورود به بهشت و ورود به آتش دایرمدار شناخت امامان و انکار آن‌هاست: «وَلَا یَدْخُلُ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ عَرَفَهُمْ وَعَرَفُوهُ، وَلَا یَدْخُلُ النَّارَ إِلَّا مَنْ أَنْکَرَهُمْ وَأَنْکَرُوهُ».[19]

معرفت به امام درجاتی دارد: درجۀ اول معرفت به شخص امام است و درجۀ بعدی معرفت به هدف و شخصیت اوست. شناخت شخص امام به معنای دانستن این‌نکته است که امام موعود، فرزند امام حسن عسکری از نسل امام حسین و سلالۀ حضرت رسول اکرم است. این شناخت مانع از بسیاری از انحرافات و گمراهی‌هاست؛ زیرا موعود و حجت الاهی در رویکرد شیعی، موعود و حجت شخصی است، نه موعود نوعی.[20] شناخت شخصیت امام؛ یعنی شناخت منزلت و جایگاه امام در هستی و درک وابستگی هستی به وجود امام و نیز شناخت اهداف و آرمان‌های ایشان. پس معرفت به شخص و شخصیت امام، معرفت به آرمان‌ها و اهداف او موجب می‌شود که فرد در انتظار چنین شخصی و اهداف او باشد.

معرفت به شخص، شخصیت، مقام و هدف امام، موجب دوستی به امام می‌شود؛ زیرا انسان کمال‌گرا است و کمال خود را در دوستی به امام و کسب رضایت امام می‌داند. محبت به امام، باعث معرفت و شناخت بیش‌تر امام می‌شود؛ زیرا محبّ همیشه در پی شناخت محبوب است تا از طریق شناخت محبوب به خواسته‌های وی جامۀ عمل بپوشاند. در حقیقت بین معرفت و حبّ، رابطۀ دوسویۀ افزایشی برقرار است؛ یعنی هر چه شناخت به امام بیش‌تر شود، دوستی به امام افزایش می‌یابد و در مقابل حب به امام موجب شناخت بیش‌تر امام می‌شود و این رابطه تا بی‌نهایت ادامه دارد؛ زیرا انسان کمال‌گرای بی‌نهایت است.[21]

با شناخت صحیح امام و علم به ولایت داشتن وی بر مردم، معرفت به هدف نهایی حاصل و حکومت حق و اصیل از حکومت ظلم و غاصب باز شناخته می‌شود.

3-2. شناخت هدف نهایی

به طور قطع هر مجموعه، دارای کانونی مرکزی است که وجودشان به آن کانون وابسته است و همان کانون علت غایی آن مجموعه است. عوالم موجود در جهان نیز این چنین هستند. این عوالم به سوی موجودی اکمل در حرکتند و به بیان دیگر، موجود اکمل و اشرف، علّت غایی اجزای عالم امکان است. هر عالم مقدمۀ عالم بعد از خود و نتیجۀ عالم قبل از خود است تا به غایة الغایات برسد. به طور کلی هر ناقصی، مقدمه‌ای برای مافوق خود و کاملِ بعد از خود است. بنابراین، مافوق، علت غایی مادون است و این حرکت تا جایی ادامه خواهد داشت که موجود ممکن اکمل، وجود یابد تا در ضمن به دست آوردن کمال خود، کمال موجود کامل‌تر فراهم شود. بنابراین، این جهان اولا و بالذات برای کامل‌ترین موجود آفریده شده است.

در تحلیلی فلسفی می‌توان این‌گونه گفت که خداوند، کامل مطلق است و کمال را دوست دارد. بنابراین، موجوداتی هم که خلق می‌کند، خلقشان طبق کمالات است؛ هر چه مخلوق کامل‌تر باشد، خداوند او را بیش‌تر دوست دارد و اگر لازم است برای وجود موجود اکمل و کامل موجود دیگری خلق شود، این کار را انجام می‌دهد. اگر امام زمان انسان کامل است و خداوند کامل را خلق می‌کند؛ باید همۀ امکانات لازم برای زندگی انسان کامل را خلق کند و چون موجود کامل، بشر باید باشد، بشر هم باید روی زمین زندگی کند و لذا زمین و دیگر امکانات را خلق می‎کند. پس همه چیز برای او آفریده شده است و همین امر نشان از این است که امام علت غایی آفرینش جهان است. به عبارت دیگر، امام محور خلق است و بقیۀ مخلوقات طفیلی او هستند. اگر موجود اکمل نباشد، جهان از هدف خود محروم می‌شود و علت غایی نخواهد داشت و حرکت جهان بی‌ثمر و حداقل بدون فایدۀ اَکمل خواهد بود. لذا همیشه و تا حرکت در عالم امکان هست، باید براى موجود اکمل و به ‌سوى آن باشد که آن «امام و حجت خدا» خواهد بود که یا در کسوت و منصب نبوّت ظهور دارد و یا در کسوت امامت و منصوب وصایت. بدیهی است با حب به ذات و فیاض بودن خداوند، جهان هیچ‌گاه از موجود اکمل خالی نخواهد بود و به وجود غیر اشرف بسنده نخواهد شد.[22]

امام را علت غایی آفرینش دانستن، باعث تغییر نگرش و شناخت فرد نسبت به هدف غایی خودش می‌شود. چنین شخصی هدف غایی خود را قرب خداوند می‌داند؛ زیرا مطابق نص آیات قرآن، موجودات، اشیا و پدیده‌ها باطل خلق نشده‌اند، بلکه محور آفرینش بر مبنای حق استوار گشته است که در این نظام احسن، حتی کوچک‌ترین اجزای آن اهداف ارزش‌مندی را تعقیب می‌‌کنند و هیچ‌یک از آن‌ها معطل و بی‌کار نیست. و همۀ این خطوط، به یک مقصد منتهی می‌شود و آن پرورش و هدایت و تکامل انسان‌ها است. از این‌جا معلوم می‌شود که هدف نهایی آفرینش انسان، رسیدن به کمال و سعادت و ارزش‌های انسانی است که این همه در پرتو معرفت و عبودیت و بندگی آگاهانه به پیشگاه خداوند ممکن خواهد بود:

عالی‌ترین مرتبه عبادت که کمال اعلای موجودات است. عبادتی است که امام آن را انجام می‌دهد و با توجه به این‌که عبادات دیگران نیز باید طبق عبادت امام باشد، بنابراین امام، مقصد اصلی و علت غایی خواهد بود.[23]

بنابراین، انسان با شناخت هدف نهایی خود، معرفت نسبت به حکومت حق و اصیل به دست می‌آورد؛ زیرا در سایۀ حکومت حق و اصیل، انسان راحت‌تر و بهتر به هدف نهایی خود نایل می‌شود.

الف) معرفت حکومت حق و اصیل

برای توضیح این مطلب ابتدا باید انواع ولایت را بازشناسی کرد. ولایت دو گونه است: «ولایت تشریعی» و «ولایت تکوینی». ولایت تکوینی ولایت و استقلال، اختیار رتق‌ و ‌فتق، تدبیر کاینات، روزی دادن، میراندن، زنده‌ کردن، حفظ آسمان و زمین و اداره شئون وجودى عالم امکان، مخصوص ذات خداوند سبحان است و شریکی براى او نیست و ادّعاى شرکت و اعتقاد به شرکت کسى با خدا، در هر‌یک از این امور کفر و شرک است و فقط خدا است که بر کاینات سلطنت دارد و غیر از او کسى حاکم مطلق و سلطان نیست و ملائکه و انبیا و اوصیا همه تحت سیطره قدرت و ولایت او قرار دارند.[24] آیاتی از قرآن کریم نیز بیانگر این حقیقت هستند.[25] با این حال، عقلاً و شرعاً امکان دارد که خداوند متعال به منظور اظهار برتری شأن و تأیید پیامبران و امامان و یا اتمام حجت بر دیگران به بندگان خاص خود، ولایت و قدرت در تصّرف در کائنات یا تدبیر امور را عطا کند تا در مواردی بر حسب مصالح یا جهات ثانوی تصرفاتی بکنند. این نوع اعطا از جانب خداوند با ولایت ذاتی خداوند هیچ گونه منافاتی ندارد و به معنای کناره‌گیری خداوند از تدبیر امور نیست؛ بلکه می‌توان با استناد به قاعدۀ لطف، این اعطا را لازم دانست[26]؛ زیرا بعضی مواقع ممکن است افرادی با مشاهدۀ قدرت پیامبران و امامان بر اداره و تصرف در کائنات و زنده کردن و میراندن، به آن‌ها ایمان بیاورند. این خود، دلیلی بر لزوم اعطای ولایت تکوینی به امامان و پیامبران است.

«ولایت تشریعی» به معنای ولایت بر تشریع احکام و جعل قوانین و نظامات عبادى، معاملاتى، مالى، اقتصادى، سیاسى، قضایى، کیفرى، اجتماعى و احوال شخصى و تعلیم و تربیت و امور دیگر که مختص ذات بی‌زوال خداوند است و در این مورد نیز کسی با خداوند شریک نیست و هیچ کس، نه به عنوان فردی و نه به عنوان عموم، حقّ قانونگذارى و انشاى قوانین و مقررات را ندارد. این نوع ولایت نیز به تشریع و حکم خداوند به اشخاصی عطا می‌شود تا بر چیزی یا شخصی یا اشخاصی ولایت داشته باشند که به «ولایت شرعیه» تعبیر می‌شود.[27]

رسمیت ‌یافتن حکومت شرعى و نظام اسلامى به تعهد و قبول پذیرش مردم از نظام امامت و اعتقاد به ولایت تشریعی امام ارتباط دارد؛ لذا نشناختن امامت و امام زمان و نبودن در این نظام الاهى مساوى است با بودن در نظام جاهلیت و رژیم‌هاى غیراسلامى؛ چنانکه در حدیث شریف نبوى معروف است: «مَنْ مَاتَ وَلَمْ یَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً».[28]

اعتقاد به امام و حجت بودن او، با اعتقاد به ولایت داشتن امام ملازم است؛ هر چند در مورد اوصاف و نحوۀ تعیین امام بین اهل سنت و شیعه اختلاف دیدگاه وجود دارد. شیعه نصب امام را از طرف خداوند و توسط پیامبر می‌داند. این ولایت تشریعیه یا شرعیه را که از شُعب ولایت الاهى است، مستمر و غیرمنقطع معرفی می‌کند و هم‌اکنون نیز خود را تحت این ولایت تشریعى و مطیع آن مى‌داند؛ زیرا اطاعت از امام را بهترین وسیلۀ تقرب به خداوند می‌شناسد و خروج از این ولایت و ورود به ولایت و حکومت دیگران را، خروج از ولایت و حکومت خدا و ورود به ولایت غیرخدا دانسته و هر نظامى غیر از این نظام را فاسد و باطل مى‌داند و آن را طرد مى‌کند: «لَا دِینَ لِمَنْ دَانَ اللهَ بِوِلَایَةِ إِمَامٍ جَائِرٍ لَیْسَ مِنَ اللهِ وَلَا عُتْبَ عَلَى مَنْ دَانَ اللهَ بِوِلَایَةِ إِمَامٍ عَادِلٍ مِنَ اللهِ».[29]

درک ابعاد مختلف امامت که یک بُعد آن، ولایت بر امور خلق از جانب خداست، مردم را از خضوع در برابر مستبدان و قدرتمندان باز می‌دارد. از نظر معتقدان به ظهور حضرت مهدى، جوامع استعمارگر، بدترین جوامع هستند که باید با فکر، هدف، سازمان و رفتارشان مبارزه کرد. این جوامع در تقابل با جامعه مورد انتظار ظهور حضرت مهدی؟عج؟ است:

«این‌ها جهان را براى همه می‌خواهند و آن‌ها جهان و همه را براى خود. این‌ها براى همه خوشبختى و سعادت می‌خواهند و آن‌ها براى دیگران بدبختى و فقر و جهل. این‌ها بیدارى و رشد فکرى بشر را دوست دارند و آن‌ها از بیدارى و رشد فکرى بشر بیمناکند و تا بتوانند از آن جلوگیرى می‌نمایند.[30]

درک معناى امامت در این بُعد در سطح‌هاى پایین‌تر نیز، پیروى از اصلح و اعدل را ایجاب می‌‌کند و حکومت متکبرانه و با تشریفات و چاپلوس را مبغوض می‌کند. به همین دلیل شخص منتظر، نیابت ولی فقیه را شرعی و قانونی می‌داند.

ب) مشروع دانستن ولی فقیه

متفق بودن شیعه در اعتقاد به امام دوازدهم، سبب اتحاد آن‌ها در پذیرش و پیروی از نواب امام بوده است؛ چنان‌که امروزه اعتقاد به امامت آن حضرت سبب نفوذ معنوی علما و فقها به‌عنوان نایب عامّ آن حضرت در دل‌های مؤمنان است.

براساس این نظام عالىِ الاهىِ مقدّس است که شیعه در عصر حاضر، اطاعت از اوامر حاکمان شرع و فقهاى عادل و علماى عامل را واجب دانسته و مطیع فرمان و فرمانبر آن‌هاست، و اطاعت آنان را رمز تشیع و نشانه ولایت و ایمان خود به نظام امامت و بیزارى از نظامات دیگر می‌داند و تخطّى از این نظام و مخالفت احکام فقها را استخفاف حکم خدا مى‌شمارد.[31]

آیت‌الله صافی؟رح؟ ضمن مطرح کردن آیۀ <أَطِیعُوا اللّه وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِى الأَمْرِ مِنکُمْ‏>[32]؛ به منظور اثبات ولایت برای امام، دو برداشت متفاوت از آیه را نیز بیان کرده‌اند که طبق یک تفسیر، اطاعت و پذیرش فقها را می‌توان از آیه استنباط کرد:

 یکی از نکاتى که در امر به اطاعت «رسول خدا» و «اولى‌الامر»، کلمه «اطیعوا» مکرّر شده و در امر به اطاعت اولى‌الامر، «واو» عاطفه آورده شده و کلمه «اطیعوا» تکرار نشده است؛ این است که امر به اطاعت در «اطیعوا الله» ارشادى است و در <وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِى الْأَمْرِ مِنْکُمْ‏>؛ مولوى و تعبّدى است. بنابراین، اگر کسى بگوید اطاعت فقها _ به‌طور عموم یا بالخصوص _ به‌حکم این آیه واجب شده و غرضش این باشد که «اولى‌الامر» مذکور در آیه شامل آن‌ها هم مى‌شود، به صواب و درستى سخن نگفته و تفسیر به رأى نموده است؛ ولى اگر غرضش این باشد که چون به‌حکم آیه شریفه، اطاعت امام در عصر غیبت نیز چون عصر حضور واجب است و فقهاى عادل نوّاب عامّ آن حضرت و از جانب او مأذون و براى رتق‌وفتق امور معین شده و مرجع مردم مى‌باشند و اگر کسى مخالفت حکم آن‌ها را بنماید؛ چون امام حکم به اطاعت از آن‌ها فرموده است؛ مخالفت حکم آن‌ها در حکم مخالفت حکم امام مى‌باشد که در این آیه اطاعت از آن واجب شده است؛ سخن صحیح و مطابق با صواب و واقع گفته است.[33]

با توجه به مطالب پیش‌گفته، روشن شد که اعتقاد به ولایت تشریعی امام، وظیفۀ انسان را در عصر غیبت نیز روشن می‌کند.

  1. خودشناسی

«خودشناسی» از یک نظر بر همۀ معرفت‌های دیگر مقدم است؛ زیرا تا خودشناسی نباشد، دیگرشناسی معنا ندارد و فهم «دیگر»، یعنی فهم «غیرِ خود»؛ اما معرفت به هدف غایی، به معنایی دیگر یا در سطحی دیگر، مقدمۀ خودشناسی است؛ زیرا بینش‌ها و شناخت‌ها نیز بر یکدیگر مؤثر و با یکدیگر مرتبط هستند. بنابراین، انتظار مهدی موعود؟عج؟ همان انتظار هدف غایی خلقت است، موجب می‌شود که شخص منتظر از خودمحوری رها شود و امام را محور جهان ‌بداند و خواست‌ و رضایت امام را بر خواست و رضایت خود ترجیح ‌دهد.[34]

این سطح از خودشناسی، به تبع موجب ترجیح خواست و رضایت خداوند نیز می‌شود؛ زیرا امام عاشق حقیقی خداوند است و بیش‌تر از هر چیز رضایت خداوند را می‌خواهد. این شناخت، خودشناسی فرد منتظر را به دنبال دارد؛ با این بیان که معرفت به هدف غایی خلقت موجب تغییر نگرش فرد به کمال و هدف خویش می‌شود و هدف خود را آشنایی با خداوند و قرب الاهی می‌داند. بنابراین، شخص منتظر منصب‌ها و مقام‌های دنیوی را ارزش اصلی نمی‌داند، بلکه آن‌ها را وسیله‌ای برای رسیدن به هدف اصلی و نهایی خود، یعنی رضایت امام و قرب الاهی می‌داند و همین امر زمینۀ انقیاد و تسلیم فرد در برابر اوامر الاهی و امام فراهم می‌کند.

پس انتظار و به تبع آن، دقت در حکمت‌های امر غیبت، انسان را به نقش و جایگاه خودش در زمینه‌سازی ظهور متوجه می‌کند. آیت‌الله صافی اعتقاد به مهدویت را موجب تغییر نگرش انسان به کرامت حقیقی خود و باور به تعلق فرجام کار به صالحان می‌داند و همین تغییر نگرش و باور را سبب دوستى حقیقت و عدالت و نیکوکارى در دل‌هاى انسان می‌داند و به تبع انسان را براى برترى ‌بخشیدن به کلمۀ توحید، بر پا داشتن حدود الاهى و اجراى حکم و قانون اسلام، به نهضت و قیام وامى‌دارد و پیوند انسان را با مبادى و اصول اسلامى پایدار مى‌کند.[35] این بدان سبب است که شخص منتظر هدف نهایی خود را رضایت امام و در واقع رضایت خداوند می‎داند.

الف) معرفت به وظایف حقیقی یا احکام الاهی

 زمانی که انسان منتظر نسبت به هدف نهایی خود، معرفت به دست آورد، برای دستیابی به این هدف، در پی شناخت وظایف خود برمی‌آید؛ زیرا شناخت وظایف، مقدمۀ رسیدن به هدف است و برای رسیدن به نتیجه باید مقدمات آن فراهم شود.

عقیده به ظهور مصلح آخرالزمان و معرفت به هدف نهایی، نه تنها اثر سلبى و منفى ندارد، و مردم را از اقدام و قیام باز نمی‌دارد و سستى، گوشه‌گیرى و بى‌مسئولیتى را شعار مؤمنان قرار نمی‌دهد، بلکه باعث امیدواری و تلاش مضاعف افراد برای دستیابی به حکومت حق و عدل می‌شود؛ زیرا احکام اسلام در هیچ عصر و زمان تعطیل نمی‌شوند و کسانى‌که موضوع آن باشند، از آن معاف نخواهند بود.[36]

از آن‌جا که یکی از ویژگی‌ها و اهداف جامعۀ ظهور، تحقق عدالت است؛ فرد منتظر یکی از وظایف خود را زمینه‌سازی برای تحقق عدالت می‌داند؛ زیرا در جهت هدف نهایی خودش است. اعتقاد به ظهور حضرت مهدی؟عج؟ و حکومت جهانی آن حضرت، موجب نوع دوستی فرد منتظر می‌شود و فکر و اندیشه را وسیع و جهان‌اندیش می‌‌کند، که به دورترین نقاط جهان بنگرد و خیر و رفاه مردم تمام مناطق گیتى را بخواهد.[37] او امام را غایت جهان و تمام جهانیان می‌داند و به همین دلیل، برای ساختن جهانی سرشار از عدل و حق، ساختن خود و دیگران را وظیفۀ خود می‌داند.

همچنین عقیده به امامت و اکمل دانستن امام، انسان را شیفتۀ پیروى از افراد کامل از جانب حق و به حکومت خدا و تبعیت از شایسته‌ترین و صالح‌ترین افراد بشر ملزم می‌کند و او را از نظام‌های مستبد و استعبادگر و حکومت‌هایى که براین‌اساس تأسیس شده‌اند، متنفر می‌کند. بنابراین، پیروی و دفاع از حکومت حق و بیزاری از حکومت استبدادی را جزئی از وظایف خود می‌داند.

نتیجه آن‌که این انتظار، ضعف، سستى، مسامحه در اجرای تکالیف و عذر براى کسى در ترک مبارزه مثبت یا منفى و ترک امر به معروف و نهى از منکر نیست، و همچنین نمی‌توان سکوت، بى‌حرکتى، بى‌تفاوتى و تسلیم به وضع موجود و ناامیدى را با آن توجیه کرد.[38]

نتیجه‌گیری

هر حوزۀ اعتقادی انسان، بر برخی دیگر از حوزه‌های شناختی و نیز بر گرایش‌ها و اعمال او مؤثر است. اعتقاد به «مهدویت و انتظار» از این قاعده مستثنا نیست. معرفت خداوند و شناخت دین، از جمله تأثیرات اعتقاد به مهدویت و انتظار در حوزۀ خداشناسی است؛ زیرا معرفت امام، مقدمۀ معرفت خداوند است و بدون شناخت امام، شناخت خداوند و در پی آن، عبادت که هدف خلقت انسان است، میسر نمی‌شود؛ همان‌گونه که در برخی روایات به این موضوع اشاره شده است.

ائمه؟عهم؟ مظهر تمام اسما و اوصاف الاهی هستند. از آن‌‍جا که شناخت خداوند با شناخت مظاهر و تجلیات او میسر است؛ شناخت ائمه؟عهم؟ یکی از بهترین راه‌های شناخت خداست. همچنین، همان‌طور که با شناخت امام، معرفت به نبوت و امامت خاصه حاصل می‌شود؛ معرفت امام، شناخت آموزه‌های دینی را نیز به دنبال دارد؛ زیرا شرح و بیان ابعاد مختلف دین، تفسیر آیات و تبیین احکام توسط ایشان صورت می‌پذیرد.

امام‌شناسی نیز از تأثیرات معرفتی اعتقاد به مهدویت و انتظار است. از لحاظ عقلی و نقلی شناخت امام واجب است؛ زیرا شناخت امام مقدمۀ رسیدن انسان به کمال و قرب خداوند است. معرفت انسان به شخص، شخصیت، اهداف و آرمان‌های امام موجب می‌شود انسان در انتظار امام باشد. معرفت به امام، حب به امام و به تبع شناخت بیش‌تر امام را به دنبال دارد؛ زیرا بین معرفت و حب رابطۀ دو سویۀ افزایشی وجود دارد. با شناخت امام، شناخت به هدف نهایی حاصل می‌شود؛ زیرا امام موجود اکمل است و خداوند برای موجود شدن موجود اکمل، همه چیز را خلق می‌کند. فردی که امام را هدف نهایی آفرینش بداند، علت غایی خویش را قرب خداوند خواهد دانست. انسان با شناخت هدف نهایی خود، معرفت به حکومت حق و اصیل به دست می‌آورد؛ زیرا فقط در سایۀ حکومت حق، هدف نهایی او میسر می‌شود. در این حالت انسان از خودمحوری رها می‌شود و امام را محور جهان می‌داند و خواست و رضایت امام را بر خواست خود ترجیح می‌دهد. در این‌صورت فرد منتظر در برابر اوامر و نواهی خداوند تسلیم است و تلاش می‌کند برای محقق شدن هدف نهایی‌اش، وظایفش را به بهترین وجه انجام دهد؛ زیرا اجرای وظایف مقدمۀ رسیدن به هدف نهایی است.

 

 

منابع

قرآن کریم.

  1. شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج‌البلاغه، مترجم: انصاریان، دارالعرفان، قم، بی‌تا.
  2. ابن بابوبه، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمه، مترجم: علی اکبر غفاری، اسلامیه، تهران، 1395.
  3. _______________________، عیون أخبار الرضا؟ع؟، مترجم: مهدی لاجوردی، نشر جهان، تهران، 1378.
  4. _______________________، علل الشرایع، کتاب فروشی داوری، قم، 1385.
  5. حسینی زبیدی، محمد مرتضی، تاج العروس، مصحح: على هلالى و علی سیرى، على‏، دارالفکر، بیروت، 1414.
  6. صافی گلپایگانی، لطف الله، منتخب الأثر، دفتر تنظیم و نشر آثار حضرت آیت‌الله صافی گلپایگانی، قم، 1391.
  7. __________________________، انتظار عامل مقاومت، دفتر تنظیم و نشر آثار حضرت آیت‌الله صافی گلپایگانی، قم، 1392.
  8. _________________________، باورداشت مهدویت، دفتر تنظیم و نشر آثار حضرت آیت‌الله صافی گلپایگانی، قم، 1392.
  9. _________________________، تجلی توحید در نظام امامت، دفتر تنظیم و نشر آثار حضرت آیت‌الله صافی گلپایگانی، قم، 1392.
  10. _________________________، عقیدۀ نجات بخش پیرامون عقیده به ظهور و حکومت حضرت مهدی؟عج؟، دفتر تنظیم و نشر آثار حضرت آیت‌الله صافی گلپایگانی، قم، 1392.
  11. _________________________، معرفت حجت خدا، دفتر تنظیم و نشر آثار حضرت آیت‌الله صافی گلپایگانی، قم، 1392.
  12. _________________________، ولایت تکوینی و تشریعی، دفتر تنظیم و نشر آثار حضرت آیت‌الله صافی گلپایگانی، قم، 1392.
  13. _________________________، اصالت مهدویت، دفتر تنظیم و نشر آثار حضرت آیت‌الله صافی گلپایگانی، قم، 1393.
  14. _________________________، پیرامون معرفت امام، دفتر تنظیم و نشر آثار حضرت آیت‌الله صافی گلپایگانی، قم، 1393.
  15. _________________________، گفتمان مهدویت، دفتر تنظیم و نشر آثار حضرت آیت‌الله صافی گلپایگانی، قم، 1393.
  16. _________________________، وابستگی جهان به امام زمان؟عج؟، دفتر تنظیم و نشر آثار حضرت آیت‌الله صافی گلپایگانی، قم، 1393.
  17. _________________________، امامت و مهدویت، دفتر تنظیم و نشر آثار حضرت آیت‌الله صافی گلپایگانی، قم، 1397.
  18. طریحی، فخرالدین بن محمد ، مجمع البحرین، احمد حسینى اشکورى ، مرتضوی، تهران، 1375.
  19. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، دارالحدیث، قم، 1412 ق.
  20. مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، بحارالانوار، جمعی از محققان، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، 1403.
  21. مصباح یزدی، محمدتقی، آفتاب ولایت، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی؟رح؟، قم، 1384.
  22. هاشمی خویی، میرزا حبیب الله، منهاج البراعه فی شرح نهج‌البلاغه، مترجم: حسن حسن زاده آملى و محمد باقر کمره‌اى، مصحح: ابراهیم‏ میانجى، مکتبه الاسلامیه، تهران، بی‌تا.

 

 

[1]. طلبه سطح چهار مؤسسۀ آموزش عالی حضرت زهرا؟عها؟، میبد                                 t.hajirahimi.71@gmail.com‏

[2]. دانشیار گروه فلسفه موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی؟رح؟                                                  mohiti@iki.ac.ir

[3]. صافی گلپایگانی، عقیدۀ نجات بخش پیرامون عقیده به ظهور و حکومت حضرت مهدی؟عج؟، ص6.

[4]. همان، باورداشت مهدویت، ص7.

[5]. طریحی، مجمع البحرین، ج1، ص475 و حسینی زبیدی، تاج العروس، ج20، ص332.

[6]. صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ص ۶۴۸.

[7]. همان، انتظار عامل مقاومت، ص7.

[8]. همان، معرفت حجت خدا، ص104.

[9]. راوی پرسید: معرفت خدا چیست؟ حضرت فرمود: «معرفت اهل هر زمان، معرفت امام ایشان است که اطاعت او بر ایشان واجب است» (ابن بابویه، کمال الدین و تمام النعمه ، ج1، ص9).

[10]. علل‌الشرائع، ج1، ص9.

[11]. مجلسی، بحار الانوار، ج23، ص83.

[12]. بقره: 124.

[13]. ص: 26 .

[14]. صافی گلپایگانی، اصالت مهدویت، ص96-97.

[15]. مصباح یزدی، آفتاب ولایت، ص25.

[16]. ابن بابویه، کمال الدین و تمام النعمه، ج2، ص528 و ر.ک: صافی گلپایگانی، تجلی توحید در نظام امامت ، ص56: «هر که خداشناسى و خداپرستى را اراده کند، از شما آغاز مى‌کند».

[17]. صافی گلپایگانی، معرفت حجت خدا، ص 125.

[18]. همان، پیرامون معرفت امام، ص 91.

[19]. شریف الرضی، نهج‌البلاغه، خطبه 152: «داخل بهشت نمى‌شود کسى مگر این‌که آن‌ها ]ائمه؟عهم؟ را بشناسد و آن‌ها نیز او را بشناسند و داخل آتش نمى‌شود، مگر کسى که منکر آن‌ها باشد و آن‌ها نیز او را از آن خویش ندانند».

[20]. صافی گلپایگانی، ولایت تکوینی و تشریعی، ص117-119.

[21]. ر.ک: صافی گلپایگانی، پیرامون معرفت امام، ص97 و همان، معرفت حجت خدا، ص92.

[22]. همان، وابستگی جهان به امام زمان؟عج؟، ص24و 25.

[23]. همان، ص 82.

[24]. همان، امامت و مهدویت، ج1، ص91.

[25]. فرقان: 3 و رعد: 15.

[26]. صافی گلپایگانی، امامت و مهدویت، ج 1، ص 93.

[27]. همان، ص120.

[28]. کلینی، کافی، ج1، ص376 – 377 و ابن بابویه، ، کمال الدین و تمام النعمه، ص409: «هرکس بمیرد، در حالی‌که امام زمان خویش را نشناخته باشد، به مرگ جاهلیت مرده است».

[29]. هاشمی خویی، منهاج البراعه فی شرح نهج‌البلاغه، ج3، ص123: «هرکس خدا را با پیروی از امام ستمگری که از جانب خدا نیست دین‌داری کند، دین ندارد و سرزنش نیست بر کسى که با پیروی از امام عادل از جانب خدا دین‌داری کند».

[30]. صافی گلپایگانی، عقیدۀ نجات بخش پیرامون عقیده به ظهور و حکومت حضرت مهدی؟عج؟، ص33.

[31]. همان، ولایت تکوینی و تشریعی، ص 144.

[32]. نساء: 59.

[33]. صافی گلپایگانی، ولایت تکوینی و تشریعی، ص 147.

[34]. همان، عقیدۀ نجات بخش پیرامون عقیده به ظهور و حکومت حضرت مهدی؟عج؟، ص16.

[35]. همان، باورداشت مهدویت، ص19.

[36]. همان، عقیدۀ نجات بخش پیرامون عقیده به ظهور و حکومت حضرت مهدی؟عج؟، ص 12.

[37]. همان، ص18 و31.

[38]. همان، انتظار عامل مقاومت، ص 55.

ترجمه چکیده به عربی

تأثیر الإعتقاد بالمهدویة والإنتظار فی معرفة النفس والله تعالى والإمام من منظار آیة الله الصافی

طاهرة حاجی رحیمی [1] / محمد علی محیطی اردکان [2]

لاشک ولاریب فإن العقیدة المهدویة وعملیة الإنتظار هی عقیدة إسلامیة من ورائها وتدعمها أدلة وبراهین عقلیة ونقلیة قویة، ونظراً الى أهمیة هذا الموضوع وتأثیره على عقیدة ورؤیة الإنسان فقد أخذت هذه المقالة على عاتقها مسؤولیة البحث فی کیفیة الإعتقاد على معرفة النفس ومعرفة البارئ عز وجل والإمام وذلک من خلال إعمال الأسلوب الوصفی – التحلیلی. وقد أظهرت النتائج الحاصلة من هذه الدراسة بإن عملیة الإعتقاد والإیمان بالقضیة المهدویة والإنتظار یولد معرفة الإنسان بالله تبارک وتعالى، وبالطبع فإن مستوى المعرفة الدینیة یزداد وذلک عبرّ النظرة العامة الأکثر شمولاً. وبطبیعة الحال فإن هذا الإعتقاد والإیمان فی مجال معرفة الإمام بدوره یؤدی الى زیادة المعرفة أیضاً وبالتبعیة یسبب الى زیادة الحب والولع بالإمام، ومن خلال معرفة الإمام تحصل المعرفة بالنسبة الى الهدف الغائی والمنشود والمعرفة بالحکومة الحقة والأصیلة والقبول بولایة الفقیة وهذا الإعتقاد تکون نتیجته هی معرفة النفس وتشخیص الوظائف الفردیة والإجتماعیة الملقاة على کاهل الإنسان فی مجال المهدویة والإنتظار، ومن هذا المنطلق فإن هناک علاقة متقابلة بین معرفة الله تعالى ومعرفة الإمام ومعرفة النفس، وإن کل واحدة منها یترک تأثیراتها بشکل من الأشکال على الأخرى.

المصطلحات المحوریة: المهدویة، الإنتظار، الوظیفة، معرفة الله، الأنثروبولوجیا، معرفة النفس، آیة الله الصافی.

 

[1] . طالبة فی المرحلة الرابعة فی مؤسسة الزهراء؟عها؟ للتعلیم العالی، میبد.

[2] . عضو فی الهیئة العلمیة لقسم الفلسفة فی مؤسسة الإمام الخمینی؟رح؟ للتعلیم والأبحاث.

منابع
قرآن کریم.
1. شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج‌البلاغه، مترجم: انصاریان، دارالعرفان، قم، بی‌تا.
2. ابن بابوبه، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمه، مترجم: علی اکبر غفاری، اسلامیه، تهران، 1395.
3. _______________________، عیون أخبار الرضا؟ع؟، مترجم: مهدی لاجوردی، نشر جهان، تهران، 1378.
4. _______________________، علل الشرایع، کتاب فروشی داوری، قم، 1385.
5. حسینی زبیدی، محمد مرتضی، تاج العروس، مصحح: على هلالى و علی سیرى، على‏، دارالفکر، بیروت، 1414.
6. صافی گلپایگانی، لطف الله، منتخب الأثر، دفتر تنظیم و نشر آثار حضرت آیت‌الله صافی گلپایگانی، قم، 1391.
7. __________________________، انتظار عامل مقاومت، دفتر تنظیم و نشر آثار حضرت آیت‌الله صافی گلپایگانی، قم، 1392.
8. _________________________، باورداشت مهدویت، دفتر تنظیم و نشر آثار حضرت آیت‌الله صافی گلپایگانی، قم، 1392.
9. _________________________، تجلی توحید در نظام امامت، دفتر تنظیم و نشر آثار حضرت آیت‌الله صافی گلپایگانی، قم، 1392.
10. _________________________، عقیدۀ نجات بخش پیرامون عقیده به ظهور و حکومت حضرت مهدی؟عج؟، دفتر تنظیم و نشر آثار حضرت آیت‌الله صافی گلپایگانی، قم، 1392.
11. _________________________، معرفت حجت خدا، دفتر تنظیم و نشر آثار حضرت آیت‌الله صافی گلپایگانی، قم، 1392.
12. _________________________، ولایت تکوینی و تشریعی، دفتر تنظیم و نشر آثار حضرت آیت‌الله صافی گلپایگانی، قم، 1392.
13. _________________________، اصالت مهدویت، دفتر تنظیم و نشر آثار حضرت آیت‌الله صافی گلپایگانی، قم، 1393.
14. _________________________، پیرامون معرفت امام، دفتر تنظیم و نشر آثار حضرت آیت‌الله صافی گلپایگانی، قم، 1393.
15. _________________________، گفتمان مهدویت، دفتر تنظیم و نشر آثار حضرت آیت‌الله صافی گلپایگانی، قم، 1393.
16. _________________________، وابستگی جهان به امام زمان؟عج؟، دفتر تنظیم و نشر آثار حضرت آیت‌الله صافی گلپایگانی، قم، 1393. 
17. _________________________، امامت و مهدویت، دفتر تنظیم و نشر آثار حضرت آیت‌الله صافی گلپایگانی، قم، 1397.
18. طریحی، فخرالدین بن محمد ، مجمع البحرین، احمد حسینى اشکورى ، مرتضوی، تهران، 1375.
19. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، دارالحدیث، قم، 1412 ق.
20. مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، بحارالانوار، جمعی از محققان، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، 1403.
21. مصباح یزدی، محمدتقی، آفتاب ولایت، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی؟رح؟، قم، 1384.
22. هاشمی خویی، میرزا حبیب الله، منهاج البراعه فی شرح نهج‌البلاغه، مترجم: حسن حسن زاده آملى و محمد باقر کمره‌اى، مصحح: ابراهیم‏ میانجى، مکتبه الاسلامیه، تهران، بی‌تا.