قرآن و واکاوی اصالت مهدویت در اندیشه آیت‌الله صافی گلپایگانی

نویسنده

استادیار و عضو هیئت علمی پژوهشکده فرهنگ و معارف پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، سطح چهار تخصصی کلام اسلامی

چکیده

«اصالت مهدویت» از موضوعات اساسی مسئله امامت است که اثبات آن نقش تعیین کننده‌ای در امیدبخشی به منتظران مهدی موعود؟عج؟ دارد. این موضوع به دلیل اهمیتش در میان اندیشمندان مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. از جمله دانشمندان و مفسران معاصرشیعه که این موضوع را از جهات گوناگون عقلی، قرآنی، روایی، فطری، توحیدی، کرامتی و اجماعی مورد تحلیل و بررسی قرار داده‌اند، مرحوم آیت‌الله صافی گلپایگانی می‌باشد. در پژوهش پیش رو تلاش شده است با استناد به آیات قرآن و بهره‌گیری از منابع مکتوب و نرم افزاری، اصالت مهدویت مبتنی بر قرآن با تأکید بر دیدگاه این مفسر و فقیه بزرگ شیعه، به شیوه توصیفی _ تحلیلی مورد واکاوی قرار گیرد.
از پژوهش پیش رو می‌توان با بهره‌گیری از آیات قرآن و روایات تفسیری و همچنین با استعانت از دیدگاه مرحوم آیت‌الله صافی گلپایگانی به این نتیجه اشاره کرد که اصالت مهدویت را در جهات گوناگون همچون پیروزی حزب الله و غلبه سپاه خداوند، نصرت پیامبران و مؤمنان، پایداری حق و زوال‌پذیری کفر، پیشوایی و امامت مستضعفان، خلافت صالحان، گسترش دین اسلام در تمام عالم و غلبه بر تمام ادیان، آمدن حق و نابودی باطل و قدرت یافتن حضرت مهدی؟عج؟ و یارانش به اثبات رساند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Qur'an and the analysis of the authenticity of Mahdism in Ayatollah Ṣāfi Golpāyegāni’s thought

نویسنده [English]

  • ʿĪsā ʿĪsā-Zādeh
Assistant professor and faculty member of the Research Center of Culture and Teachings of Islamic Sciences and Culture Institute, Level 4 of Islamic Theology
چکیده [English]

"Authenticity of Mahdism" is one of the fundamental issues of Imamate, the proof of which plays a decisive role in giving hope to those who are awaiting the promised Mahdi. This issue has always been discussed among scholars due to its importance. The late Ayatollah Ṣāfi Golpāyegāni is one of the contemporary Shiite scholars and commentators, who have analyzed and investigated this issue from various intellectual, Qur'anic, narrative, natural, monotheistic, dignified and consensus aspects. In the present research, emphasizing the point of view of this great Shia commentator and jurist in a descriptive-analytical way, an attempt has been made to analyze the authenticity of Mahdism based on the Qur'an by referring to the verses of the Qur'an and using the written and software sources.
The following research, by using the Qur'anic verses and interpretative narrations, as well as by relying on the views of the late Ayatollah Ṣāfi Golpāyegāni, results that the authenticity of Mahdism can be seen in various aspects such as the victory of Ḥizb Allah (the partisan of God) and the victory of God's army, the support of the prophets and believers, the stability of the right and the decline of disbelief, the leadership and authority of the oppressed and righteous people, the spread of Islam throughout the world and its overall victory over all religions, the coming of truth and the destruction of falsehood, and the gaining of power by Imam Mahdi and his companions.

کلیدواژه‌ها [English]

  • authenticity of Mahdism
  • the Quran
  • Ayatollah Ṣāfi Golpāyegāni

قرآن و واکاوی اصالت مهدویت در اندیشه آیت‌الله صافی گلپایگانی

عیسی عیسی زاده[1]

چکیده

«اصالت مهدویت» از موضوعات اساسی مسئله امامت است که اثبات آن نقش تعیین کننده‌ای در امیدبخشی به منتظران مهدی موعود؟عج؟ دارد. این موضوع به دلیل اهمیتش در میان اندیشمندان مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. از جمله دانشمندان و مفسران معاصرشیعه که این موضوع را از جهات گوناگون عقلی، قرآنی، روایی، فطری، توحیدی، کرامتی و اجماعی مورد تحلیل و بررسی قرار داده‌اند، مرحوم آیت‌الله صافی گلپایگانی می‌باشد. در پژوهش پیش رو تلاش شده است با استناد به آیات قرآن و بهره‌گیری از منابع مکتوب و نرم افزاری، اصالت مهدویت مبتنی بر قرآن با تأکید بر دیدگاه این مفسر و فقیه بزرگ شیعه، به شیوه توصیفی _ تحلیلی مورد واکاوی قرار گیرد.

از پژوهش پیش رو می‌توان با بهره‌گیری از آیات قرآن و روایات تفسیری و همچنین با استعانت از دیدگاه مرحوم آیت‌الله صافی گلپایگانی به این نتیجه اشاره کرد که اصالت مهدویت را در جهات گوناگون همچون پیروزی حزب الله و غلبه سپاه خداوند، نصرت پیامبران و مؤمنان، پایداری حق و زوال‌پذیری کفر، پیشوایی و امامت مستضعفان، خلافت صالحان، گسترش دین اسلام در تمام عالم و غلبه بر تمام ادیان، آمدن حق و نابودی باطل و قدرت یافتن حضرت مهدی؟عج؟ و یارانش به اثبات رساند.

واژگان کلیدی: اصالت مهدویت، قرآن، آیت‌الله صافی گلپایگانی.

مقدمه

ایمان و اعتقاد به مهدویت و امید به ظهور منجی موعود به عنوان یکی از ارکان اعتقادی شیعه و ایمان به نیابت عامه فقهای شیعه از آن امام به حق در غیبت آن حضرت، توانسته است ثمره‌ای شیرین و امیدبخش به نام انقلاب اسلامی با رهبری مرجع بزرگ شیعه امام خمینی، نایب مهدی موعود؟عج؟ برای انسان معاصر به ارمغان آورد و بساط طاغوتیان را از کشور عزیز ایران جمع و روحیه ظلم ستیزی و مقاومت را در مستضعفان عالم احیا کند. از همین رو، دشمنان قسم خورده اسلام تمام تلاش خویش را به کار گرفته تا با تضعیف ایمان و اعتقادجامعه شیعی به مهدویت و طرح شبهات، مانع فراهم شدن زمینه ظهور منجی موعود گردند و لذا ضرورت دارد برای دفاع از عقاید شیعه و پاسداری از فرهنگ مهدویت، پژوهش های عمیقی صورت گیرد. بر همین اساس، عده‌ای از اندیشمندان شیعه و مدافعان حریم ولایت و امامت همچون آیت‌الله صافی گلپایگانی تمام عمر خویش را در حراست از اعتقادات مهدوی صرف کرده و با تربیت شاگردان و عالمان و تولید آثار گرانسنگ در حوزه‌های گوناگون مکتب تشیع، به ویژه در بحث مهدویت توانسته‌اند زمینه ترویج معارف نجات بخش شیعه را فراهم کنند. از موضوعات مهمی که آن فقیه نامدار شیعه به شایستگی آن را از جهات گوناگون بررسی و تحلیل قرار داده است، مسئله اصالت مهدویت می‌باشد. با توجه به نقش کلیدی این موضوع در استحکام و نهادینه شدن ایمان و باور به مهدویت در جوامع اسلامی، در پژوهش پیش رو تلاش شده است که از زاویه قرآن کریم، اصالت مهدویت با تاکید بر آرای پژوهشگر برجسته شیعه، آیت‌الله صافی گلپایگانی به صورت توصیفی _ تحلیلی مورد بحث و واکاوی قرار گیرد. از میان آثار باقی مانده از عالمان مهدوی‌پژوه در حوزه مباحث قرآنی مهدویت، آثاری از گذشتگان به یادگار مانده است؛ اما اثری که به موضوع اصالت مهدویت مبتنی بر قرآن با محوریت اندیشه آیت‌الله صافی گلپایگانی پرداخته باشد، یافت نشد.

مفهوم شناسی مهدویت

«مهدویت»، از نظر لغوی مصدر جعلی و به معنای «مهدی (امام منتظر) بودن» است.[2] واژه «مهدی» نیز در لغت به معنای «کسی که خدا او را به سوی حق هدایت کرده»،[3] «هدایت‌شده» و «ارشادشده» آمده است؛[4] اما در اصطلاح، مهدویت به معنای مهدی‌باوری، مهدی‌گرایی و اعتقاد به امام مهدی؟عج؟ به عنوان منجی موعود آخرالزمان به کار می‌رود. به بیان دیگر، مهدویت، گویای دیدگاه اسلام درباره جهان آینده و آینده جهان است و در تعریف دیگر آمده است: آموزه مهدویت، مجموعه معارف منسجم و نظام مند درباره حضرت مهدی؟عج؟ است و به عبارت بهتر، اعتقاد به وجود امامی که وارث فرهنگ وحی است و جهانیان در انتظار او به سر می‌برند.[5]

مهدویت از منظر آیت‌الله صافی گلپایگانی عبارت است:

منتهی شدن سیر جوامع جهان به سوی جامعه واحد و سعادت عمومی، امنیت و رفاه، تعاون و همکاری، همبستگی همگانی حکومت حق و عدل جهانی، غلبه حق بر باطل، غلبه جنودالله بر جنود شیطان، نجات مستضعفان و نابودی مستکبران، و خلافت مؤمنان و شایستگان به رهبری یک رجل و ابرمرد الاهی است که موعود انبیا و ادیان و دوازدهمین اوصیا و خلفای پیغمبر آخرالزمان است.[6] در سخنی دیگر فرمود: مهدویّت چیزى جز حیات و پویایى امامت در عصر غیبت و حاکمیّت جهانى یافتن توحید و عدالت در عصر ظهور نیست.[7]

اما «مهدی» لقب منجی موعود مسلمانان است. منظور از منجی موعود، مهدی مشخص است؛ یعنی حضرت مهدی، محمد بن الحسن العسکری؟عج؟ که در سحرگاه نیمه شعبان سال ۲۵۵ هجری، برابر با ۸۶۹ میلادی در سامرا به دنیا آمد. او نهمین نسل از سبط کوچک پیامبر _ حسین بن علی _ بود. در پنج سالگی به امامت رسید و دارای دو غیبت کوتاه مدت و بلند مدت است. غیبت کوتاه او سال ۳۲۹ پایان یافت و غیبت بلند مدت او از آن سال آغاز شد و هنوز ادامه دارد.[8]

 بر اساس بررسی‌های برخی از صاحب‌نظران، در افزون بر ۲۷۰ روایت، لقب «مهدی» برای این منجی موعود به کار رفته است.[9] در سخن امام صادق؟ع؟ از رسول خدا؟صل؟، این لقب آمده است:

المَهدِیُ مِن وُلدِی‌، اسمُهُ اسمی، وکُنیَتُهُ کُنیَتی، أشبَهُ النّاسِ بی خَلقاً وخُلُقاً، تَکونُ لَهُ غَیبَةٌ وحَیرَةٌ، حَتّی تَضِلَّ الخَلقُ عَن أدیانِهِم، فَعِندَ ذلِکَ یُقبِلُ کَالشَّهابِ الثّاقِبِ‌، فَیَملَؤُها قِسطاً وعَدلًا، کَما مُلِئَت ظُلماً وجَوراً؛[10] مهدی از فرزندان من است. نام او، نام من و کنیه او کنیه من، و شبیه‌ترین مردم در خلق و خو به من است. غیبت و حیرتی دارد که در آن امت‌ها گمراه می‌شوند. سپس مانند شهاب فروزان می‌آید و زمین را از عدل و داد پر می‌کند، به همان سان که از جور و ستم پر شده بود.

قابل ذکر است که باور به ظهور شخصی که جهان را پر از عدل و داد کرده و ریشه‌های ظلم و ستم را می‌خشکاند، به اسلام اختصاص نداشته، بلکه شامل ادیان مختلف الاهی و آسمانی می‌شود و در اسلام، مسیحیت،[11] یهودیت[12] و زرتشت[13] به ظهور این شخص، یعنی کسی که جهان را پر از عدل و داد و ظلم را ریشه کن می‌کند، نوید داده شده است.

بنابراین، می‌توان گفت تمامی ادیان به آمدن موعودی مصلح، باور دارند که این موعود در اندیشه زردتشت، «سوشیاتت»،[14] در اندیشه مسیحیت، «حضرت مسیح؟ع؟ و در اسلام، «حضرت مهدی؟عج؟» است که قرآن و سنت به آمدن آن بشارت داده‌اند.

اصالت

بدیهى است آنچه در بررسى و شناخت هر فکر و اندیشه، اصل و آغاز کار است، معقول‌بودن و خردپسندبودن آن است؛ به این معنا که عقل، امکان آن را بپذیرد و نتواند آن را به‌طور جزم انکار کند و قبول امکان آن را غیر عقلایى بداند.[15] بنابر این، مراد از اصالت، ممکن بودن، معقول بودن و قابل اثبات‌بودن می‌باشد.

اصالت مهدویت

اصالت مهدویت، یعنی عقیده به مهدویت از جهت ممکن بودن، به هیچ بیانى محتاج نیست؛ زیرا هر عاقلى امکان آن را تصدیق مى‌کند و هیچ خردمندى آن را ردّ نمى‌‌کند و اظهار شک و تردید را در آن جایز نمى‌داند. هرچه بیندیشیم و هر اندیشمندى آنچه بیندیشد، نمى‌تواند در اصالت مهدویت از این منظر ایرادى بگیرد یا حرفى بزند. همیشه این اصالت براى مسئله مهدویت و ظهور مصلح آخرالزمان، در بین ملت‌ها و امت‌ها و مسلمین و حتّى آنان‌که به آن معتقد نیستند، مسلّم و ثابت بوده است و حتّى در بسیارى از عقاید دینى دیگر، امکان آن اگر به ذهن نزدیک‌تر نباشد، دورتر نیست و لذا از قرن دوم به بعد که بعضى مجادلات و بحث‌ها در بین مسلمانان رواج گرفت و در مورد بسیارى از مسائل اسلامى سخن گفته شد؛ این موضوع اصلاً مورد شبهه و ایرادى قرار نگرفت؛ چون به‌هیچ ‌وجه شبهه یا آنچه شبیه شبهه باشد، در آن راه ندارد. پس اصالت مهدویت از این منظر صددرصد معتبر و عُقلایى و منطقى است و بیش از این به توضیح نیاز ندارد.[16]

بنا بر این، اصالت مهدویت، به معنای آموزه‌های مهدویت، همچون اعتقاد به مهدویت، زنده بودن حضرت مهدی؟عج؟ به عنوان امام دوازدهم و ظهور او برای استقرار حکومت عدل در سراسر عالم بر اساس دیدگاه شیعه با دلایل قطعی، امری ممکن و قابل اثبات و خدشه‌ناپذیر است. به دلیل اهمیت این مسئله آیت‌الله صافی گلپایگانی تلاش کرده است در اثری مستقل، اصالت مهدویت را از ده منظر ذیل مورد بررسی قرار دهد:

  1. معقول بودن امکان آن؛
  2. اتّکا بر مبانى معقول و منطقى؛
  3. موافقت با فطرت و نوامیس عالم خلقت؛
  4. مبتنى بودن آن بر بشارت پیامبران و ادیان آسمانى؛
  5. ابتناى آن بر آیات قرآن کریم؛
  6. ابتناى آن بر احادیث معتبر و متواتر؛
  7. اتفاق مسلمانان و اجماع شیعه و اهل سنّت؛
  8. معجزات و کرامات؛
  9. ابتناى آن بر توحید و یکتا پرستى؛
  10. نقش آن در عمل و برقرارى عدالت و به ثمر رساندن انقلاب اسلامى.[17]

با توجه به این‌که بررسی و تحلیل جهات دهگانه اصالت مهدویت از ظرفیت این مقاله خارج است، تلاش شده است تنها جهت پنجم (ابتنای اصالت مهدویت بر آیات قرآن) در این پژوهش مورد واکاوی قرار گیرد.

قرآن و اصالت مهدویت

قرآن از مهم‌ترین منابعی است که هم اهل بیت؟عهم؟ و هم عده‌ای از اندیشمندان اسلامی برای اثبات اصالت مهدویت به آن استناد کرده‌اند. مرحوم سید هاشم بحرانی در کتابی با عنوان «المحجة فیما نزل فی القائم الحجة» بیش از یک صد آیه را ذکر کرده است؛[18] اما آیت‌الله صافی گلپایگانی در کتاب اصالت مهدویت به ذکر سیزده آیه در هفت محور ذیل بسنده کرده است.[19]

محور یکم: پیروزی حتمی حزب الله

  1. <وَ مَنْ یَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُون‏>؛[20] و هر که خدا و پیامبر او و مؤمنان را ولىّ خود گزیند، بداند که پیروزمندان گروه خداوندند»؛
  2. <لا تَجِدُ قَوْماً یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ یُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ کانُوا آباءَهُمْ أَوْ أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشِیرَتَهُمْ أُولئِکَ کَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمانَ وَ أَیَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَ یُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ أُولئِکَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُون‏>؛[21] هیچ قومى را که به خدا و روز قیامت ایمان دارند، نمی‌یابی که با دشمنان خدا و رسولش دوستى کنند، هر چند پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشاوندان آن‌ها باشند. آن‌ها کسانى هستند که خدا ایمان را بر صفحه قلوبشان نوشته و با روحى از ناحیه خودش آن‌ها را تقویت کرده است. آن‌ها را در باغ‌هایى از بهشت داخل مى‏کند که نهرها از زیر درختانش جارى است، جاودانه در آن مى‏مانند. خدا از آن‌ها خشنود و آن‌ها نیز از خدا خشنودند. آن‌ها حزب الله‏اند بدانید حزب اللَّه پیروز است‏»؛
  3. <إِنَّ جُنْدَنا لَهُمُ الْغالِبُون‏>؛[22] و لشکر ما، خود غالبند».

تحلیل آیه

با توجه به وعده حتمی خداوند در آیات یاد شده به پیروزی لشکرش و همچنین لشکر حزب‌الله؛ امام زمان؟عج؟ از مصادیق بارز لشکر و حزب خدا می‌باشد که روزی خواهد آمد و با وعده حتمی الاهی بر تمام دشمنان پیروز خواهد شد و حکومت عدل الاهی را در سراسر جهان محقق خواهد کرد؛ همان‌گونه که رسول خدا؟صل؟، امام زمان و یاران آن حضرت را از مصادیق حزب الله در آیه <أُولائِکَ حِزْبُ ٱللهَ أَلَا إِنَّ حِزْبَ ٱللّهِ هُمُ ٱلْمُفْلِحُونَ‏>[23] دانسته و در سخنی به جُندَب این‌گونه فرمودند:

یا جُندَبُ! فی زَمَنِ کُلِّ واحِدٍ مِنهُم سُلطانٌ یَعتَرِیهِ وَ یُؤذِیهِ، فَإِذا عَجَّلَ اللّهُ خُروجَ قائِمِنا یَمْلأُ الأرضَ قِسطاً وَ عَدلاً کَما مُلِئَتْ جَوراً وَ ظُلماً.طُوبی لِلصّابِرینَ فی غَیبَتِهِ! طوبی لِلمُتَّقینَ عَلی مَحَجَّتِهِم! اُولئکَ الَّذینَ وَصَفَهُمُ اللّهُ فی کِتابِه وَ قالَ: <ٱلَّذِینَ یؤْمِنُونَ بِالْغَیبِ‏>، و قالَ: <أُولئِکَ حِزْبُ ٱللهَ أَلَا إِنَّ حِزْبَ ٱللّهِ هُمُ ٱلْمُفْلِحُونَ‏>؛[24] ای جُندَب! در زمان هر یک از امامان، سلطانی هست که بدان امام، آزار و اذیّت می‌رساند. وقتی خداوند، ظهور قائم ما را برساند، جهان را از قسط و عدل پُر خواهد کرد؛ چنان که از ظلم و ستم پُر شده است.

سپس فرمود: خوشا به حال کسانی که در دوران غیبت او شکیبایند! خوشا به حال کسانی که در مسیری که اهل بیت برای آنان ترسیم کرده‌اند، تقوا پیشه می‌کنند! اینان، کسانی هستند که خدا در کتاب خویش، آنان را توصیف کرده و فرموده است: «و کسانی که به غیب ایمان دارند» و نیز فرموده است: «اینان، همان حزب اللّه هستند و حزب اللّه، همان رستگاران‌اند».

محور دوم: نصرت پیامبران و مؤمنان

  1. <وَ لَقَدْ سَبَقَتْ کَلِمَتُنا لِعِبادِنَا الْمُرْسَلِینَ إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنْصُورُونَ‏>؛[25] وعده قطعى ما براى بندگان مرسل ما از قبل مسلم شده که آن‌ها یارى مى‏شوند»؛
  2. <إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ یَوْمَ یَقُومُ الْأَشْهاد‏>؛[26] ما به طور مسلّم رسولان خود و کسانى را که ایمان آورده‏اند، در زندگى دنیا و روز قیامت که گواهان بر پا مى‏خیزند، یارى مى‏دهیم‏».

تحلیل آیه

آیت‌الله صافی گلپایگانی، در تحلیل این آیات گفته است:

بدیهى است این یارى و پیروزى شامل موارد جزئى هم مى‏شود؛ مثل مواقف و مشاهد بسیارى که خداى تعالى پیغمبر اسلام؟صل؟ را نصرت عطا فرمود؛ چنان‏که شامل پیروزى به حجّت و برهان و دلیل و بیان مى‏گردد؛ امّا معلوم است که مناسب کمال امتنان و لطف خدا، پیروزى و نصرت مطلق است که در صورت وجود شرایط، انجام خواهد شد. پیروزى‏هاى جزئى و محدود نیز در زمینه وجود شرایط حاصل مى‏شود و بالاخره فرد اکمل و مصداق اتم پیروزى و نصرت، پیروزى و نصرت مطلق بر همه کفار و جنود ابلیسى است که نه حدّ زمانى آن را به پایانى محدود سازد و نه حدّ زمینى و جغرافیایى آن را مختص به یک منطقه نماید. بر طبق این آیات، در مقابله اهل حقّ با اهل باطل، غلبه نهایى باید با اهل حقّ باشد و به طور کامل مشمول نصرت الاهى شوند.[27]

بنا بر این، تحقق نصرت کامل و حقیقی و فراگیر جهانی، به زمان ظهور حجت الاهی امام مهدی موعود؟عج؟ مربوط خواهد بود که در آیات مذکور از سوی خداوند وعده داده شده است.

با این بیان و استدلال مشخص می‌شود که تنها زمان تحقق وعده الاهی در نصرت کامل و همه جانبه خداوند، زمان ظهور حضرت مهدی؟عج؟ می‌باشد و به تعبیر دیگر، با این آیه قرآن می‌توان اصالت و حقانیت ظهور منجی عالم را اثبات کرد؛ زیرا بر اساس وعده الاهی در این آیه، نصرت کامل خدواند فقط در زمان آن حضرت واقع می‌شود.

محور سوم: پایداری حق و زوال پذیری کفر

  1. <أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِیَةٌ بِقَدَرِها فَاحْتَمَلَ السَّیْلُ زَبَداً رابِیاً وَ مِمَّا یُوقِدُونَ عَلَیْهِ فِی النَّارِ ابْتِغاءَ حِلْیَةٍ أَوْ مَتاعٍ زَبَدٌ مِثْلُهُ کَذلِکَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَ الْباطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَیَذْهَبُ جُفاءً وَ أَمَّا ما یَنْفَعُ النَّاسَ فَیَمْکُثُ فِی الْأَرْضِ کَذلِکَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثال‏>؛[28]‏ خداوند از آسمان آبى فرستاد و از هر دره و رودخانه‏اى به اندازه آن‌ها سیلابى جارى شد. سپس سیل بر روى خود کفى حمل کرد و از آنچه ]در کوره‏ها[ براى به دست آوردن زینت آلات یا وسایل زندگى آتش روى آن روشن مى‏کنند نیز کف‌هایى مانند آن به وجود مى‏آید؛ اما کف‌ها به بیرون پرتاب مى‏شوند؛ ولى آنچه به مردم سود مى‏رساند ]= آب یا فلز خالص[ در زمین مى‏ماند. خداوند این‌چنین مثال مى‏زند»؛
  2. <وَیُرِیدُ اللَّهُ أَن یُحِقَّ الْحَقَّ بِکَلِماتِهِ وَیَقْطَعَ دابِرَ الْکافِرِینَ‏>؛[29] خداى تعالى اراده کرده است که حق را به کلمات خود، محقّق ]= آن را اظهار و اعلام و اثبات کند[ و دنباله کافران را قطع کند».

تحلیل آیه

آیت‌الله صافی گلپایگانی در تبیین اصالت مهدویت، مبتنی بر قرآن با استناد به آیه 17 سوره رعد و آیه 7 سوره انفال فرموده است: «آیاتى نیز دلالت دارند که حقّ پایدار و باقى و باطل از میان رفتنى است».[30]

عیاشی نیز در تفسیرش، به سند خود از جابر چنین آورده است:

از حضرت ابو جعفر باقر؟ع؟ راجع به تفسیر این آیه (انفال:7) پرسیدم که خدای عزّ وجلّ می‌فرماید: «و خدا می‌خواهد که حق را به وسیلۀ کلماتش ثابت گرداند و ریشۀ کافران را از بیخ و بن بر کند.» امام باقر؟ع؟ فرمود: «تفسیرش آن است که خدا در باطن چنین می‌خواهد؛ زیرا این، چیزی است که آن را می‌خواهد؛ ولی هنوز به انجام نرسانده و اما قول خداوند: «حق را به وسیله کلماتش ثابت گرداند»؛ منظور احقاق حق آل محمد می‌باشد و این که فرموده است: «به وسیله کلماتش»؛ یعنی کلمات او در باطن و علی؟ع؟ همان کلمه خداوند در باطن است؛ و اما قول خداوند: «و ریشه کافران را از بیخ و بن برکند»؛ این، کافران بنی‌امیه هستند؛ کافران آن‌هایند. خداوند دنباله آن‌ها را قطع خواهد کرد و این‌که فرموده است: «تا حق را تحقق بخشد»؛ یعنی حق آل محمد؟صل؟ را تحقق بخشد، هنگامی‌که حضرت قائم؟عج؟ قیام کند؛ و اما قول خداوند: «و باطل را محو و نابود کند»؛ یعنی حضرت قائم؟عج؟ باطل را نابود می‌کند که چون قیام کند باطل بنی‌امیه را از بین خواهد برد و این است معنای قول خداوند: «تا حق را پایدار و محقق و باطل را محو و نابود کند؛ هر چند که مجرمان را خویش نیاید.»[31]

بنا بر این، با توجه به دو آیه مورد استناد آیت‌الله صافی گلپایگانی و همچنین تبیین امام باقر؟ع؟ در باره مفهوم آیه 7 از سوره انفال، می‌توان گفت که وعده نابودی کامل باطل از سوی خداوند، در زمان امامت و ظهور حضرت مهدی؟عج؟ به وقوع می‌پیوندد.

محور چهارم: پیشوایی و امامت مستضعفان

  1. <و َنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ* وَنُمَکّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَنُرِىَ فِرْعَوْنَ وَهامانَ وَجُنُودَهُما مِنْهُمْ ما کانُوا یَحْذَرُونَ‏>؛[32] اراده ما بر این قرار گرفته است که به مستضعفان نعمت بخشیم، و آن‌ها را پیشوایان و وارثان روى زمین قرار دهیم و حکومتشان را پا بر جا سازیم و به فرعون و هامان و لشکریان آن‌ها، آنچه را بیم داشتند، نشان دهیم.

تحلیل آیه

بدیهى است این اراده خدا عام است و به قوم بنى‌اسرائیل که مستضعف شدند و فرعون و هامان که آنان را استضعاف کرده بودند؛ اختصاص ندارد، بلکه همه مستضعفان مشمول این عنایت الاهى هستند و این سنّت خدا است. لذا حضرت امیرالمؤمنین؟ع؟ فرمود:

لَتَعْطِفَنَّ الدُّنْیا عَلَیْنا بَعْدَ شِماسِها عَطْفَ الضَّرُوسِ عَلى‏ وَلَدِها[33]؛ دنیا بعد از تمکین نداشتنش از ما، منقاد و مطیع ما خواهد شد؛ مانند ناقه سرکش که نسبت به بچّه خود پذیرایى و عطوفت دارد.» سپس این آیه را تلاوت فرمود: <ونُریدُ أن نَمُنَّ عَلى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ‏>.[34]

بدیهى است این فرمایش حضرت به ظهور حضرت مهدى؟عج؟ اشاره دارد.[35]

ابن ابی الحدید در شرح این خطبه امیر مؤمنان علی؟ع؟ گفته است:

امامیه گمان می‌کنند که این آیه وعده‌ای است از جانب خدا در بارۀ امام غایبی که در آخر زمان به زمین حکم می‌راند و اصحاب ما ]= اهل تسنن[ می‌گویند این وعده‌ای است به امامی که بر زمین حکم می‌کند و بر کشورها مستولی می‌شود و لزومی نخواهد داشت که آن امام در حال حاضر موجود باشد؛ گرچه غایب باشد تا زمانی که ظهور کند، بلکه در صحیح بودن این کلام همین کفایت می‌کند که در آخر وقت متولد شود.[36]

در پاسخ به این کلام ابن ابی الحدید که گفته است: «لزومی نخواهد داشت که آن امام (حضرت مهدی؟عج؟) در حال حاضر زنده باشد گرچه غایب باشد تا زمانی که ظهور کند، بلکه در صحیح بودن این کلام همین کفایت می‌کند که در آخر وقت متولد شود»؛ باید گفت، نبوت و امامت فیضی معنوی از جانب خداوند است که بر اساس «قاعده لطف» باید همیشه وجود داشته باشد. «قاعده لطف» اقتضا می‌کند که در میان جامعه اسلامی امامی باشد که محور حق بوده و جامعه را از خطای مطلق باز دارد. این جمله امام صادق؟ع؟: «همانا خداوند عزوجل جلیل‌تر و عظیم‌تر از آن است که زمین را بدون امام رها کند»؛[37] ممکن است به همین برهان اشاره باشد.

از امیر مؤمنان؟ع؟ سخنی دیگر در باره مصداق مستضعفان در آیه نقل شده است: «این گروه آل محمد؟صل؟ هستند. خداوند مهدى آن‌ها را بعد از زحمت و فشارى که بر آنان وارد مى‏شود، برمى‏انگیزد و به آن‌ها عزت مى‏دهد و دشمنانشان را ذلیل و خوار مى‏کند.»[38]

مرحوم طبرسی در مجمع البیان ذیل همین آیه، حدیثى را از امام زین العابدین، على بن الحسین؟ع؟ نقل کرده است:

سوگند به کسى که محمد؟صل؟ را به حق بشارت دهنده و بیم دهنده قرار داد که نیکان از ما اهل البیت و پیروان آن‌ها به منزله موسى و پیروان او هستند، و دشمنان ما و پیروان آن‌ها به منزله فرعون و پیروان او مى‏باشند ]= سرانجام ما پیروز مى‏شویم[ و آن‌ها نابود مى‏شوند و حکومت حق و عدالت از آن ما خواهد بود.[39]

بنا بر این، در اصل ظهور حضرت مهدی؟عج؟ بین ما و اهل تسنن اختلافی نیست؛ اما عقیده شیعه آن است که باید حجت حق به طور حی و زنده در روی زمین باشد تا واسطۀ برکات و فیض الاهی برای همه عالم باشد؛ همان‌گونه که در زیارت سید الشهدا به قول امام صادق؟ع؟ به این نکته توجه داریم: «...اِرادَةُ الرَّبِّ فی مَقادیرِ اُمورِهِ تَهبِطُ اِلَیکم و تَصدِرُ مِن بُیُوتِکُم... ؛[40] ارادۀ خداوندی در جریان مقادیر امور به سوی شما فرود می‌آید و از منازل شما صادر می‌شود و یگانه واسطۀ فیض به طور مطلق و فراگیر شما هستید».

شیخ ابوالفتوح رازی در ذیل این آیه (قصص: 5) گفته است:

 اصحاب ما روایت کرده‌اند که این آیت در شأن مهدی؟عج؟ آمد که خدای او را و اصحاب او را پس از آن‌که ضعیف و مستضعف بوده باشند، منت نهد بر ایشان و مراد به زمین، جمله زمین دنیا است و ایشان را امام کند در زمین و این قول اولی‌تر است از آن‌جا که موافق ظاهر است از چند وجه: یکی، ارض به لام تعریف جنس بر عموم حمل کردن اولی‌تر است؛ دگر، لفظ امام در حق او حقیقت باشد و در حق بنی‌اسرائیل مجاز؛ دگر آن که وارث به او لایق‌تر است از این‌جا که او باز پسین ائمه است و او وارث همۀ گذشتگان باشد و به دامن قیامت بود دولت او.[41]

محور پنجم: خلافت صالحان

  1. <وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَیُمَکّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضى‏ لَهُمْ وَلَیُبَدّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِى لا یُشْرِکُونَ بِى شَیْئاً‏>؛[42] خدا به کسانى از شما که ایمان آورده‏ و کارهاى شایسته کرده‏اند، وعده داد که در روى زمین جانشین دیگرانشان کند؛ چنان که مردمى را که پیش از آن‌ها بودند، جانشین دیگران کرد. و دینشان را _ که خود برایشان پسندیده است _ استوار و وحشتشان را به ایمنى بدل کند که مرا به یگانگی، بی هیچ شائبه، شرک و ریا پرستش کنند.

تحلیل آیه

آیه مذکور (نور: 55)، از جمله آیاتی است که هم از سوی آیت‌الله صافی گلپایگانی و هم از سوی دیگر مفسران همچون طبرسی و علامه طباطبایی برای اصالت مهدویت و امکان تحقق حکومت حضرت مهدی؟عج؟ به آن استناد شده است.

خداوند در این آیه به گروهی از مسلمانان که دارای دو ویژگی ایمان و عمل صالح هستند، سه وعده تخلف ناپذیر داده است که عبارتند از:

  1. خلافت و حکومت روى زمین؛
  2. فراهم شدن امکانات نشر آیین حق به طور اساسى و ریشه‏دار در همه عالم؛
  3. فراهم شدن امنیت و آرامش با از میان رفتن تمام اسباب خوف و ترس و وحشت و ناامنى.

نتیجه تحقق این سه وعده الاهی آن خواهد شد که در نهایت آزادى، خدا را بندگی و عبادت کنند و هیچ شریک و شبیهى براى او قائل نشوند.

در مورد مصداق گروهی که از این وعده الاهی برخوردار خواهند شد و خلافت بر زمین را بر عهده خواهند گرفت؛ چند قول از مفسران نقل شده است که گروهی از آنان همچون آیت‌الله صافی گلپایگانی قائل هستند، مصداق کامل تحقق این وعده در آیه به حکومت مهدى؟عج؟ اشاره دارد که تمام جهان در زیر پرچم حکومت آن حضرت قرار مى‏گیرد، و آیین حق در همه جا نفوذ مى‏کند و ناامنى و خوف و جنگ از صفحه زمین بر چیده مى‏شود و عبادت خالى از شرک براى جهانیان تحقق مى‏یابد.[43]

علامه طباطبایی در بیان تبیین دلالت آیه مبنی بر اینکه مصداق تحقق وعده الاهی در این آیه بر حکومت صالحان در زمان ظهور حضرت مهدی؟عج؟ است؛ فرموده است:

آنچه از همه مطالب بر آمد این شد که خداى سبحان به کسانى که ایمان آورده و عمل صالح انجام مى‏دهند، وعده مى‏دهد که به زودى جامعه‏اى برایشان تکوین مى‏کند که جامعه به تمام معنا صالح باشد، و از لکه ننگ کفر و نفاق و فسق پاک باشد، زمین را ارث برد و در عقاید افراد آن و اعمالشان جز دین حق، چیزى حاکم نباشد، ایمن زندگى کنند، ترسى از دشمن داخلى یا خارجى نداشته باشند، از کید نیرنگ بازان، و ظلم ستمگران و زورگویى زورگویان آزاد باشند و این مجتمع طیب و طاهر با صفاتى که از فضیلت و قداست دارد، هرگز تاکنون در دنیا منعقد نشده، و دنیا از روزى که پیامبر؟صل؟ مبعوث به رسالت گشته تا کنون، چنین جامعه‏اى به خود ندیده، ناگزیر اگر مصداقى پیدا کند، در روزگار مهدى؟عج؟ خواهد بود؛ چون اخبار متواترى که از رسول خدا؟صل؟ و ائمه اهل بیت؟عهم؟ در خصوصیات آن جناب وارد شده از انعقاد چنین جامعه‏اى خبر مى‏دهد.[44]

اما در دلالت روایات تفسیری آیه، در مجمع البیان آمده است که بر اساس روایتی از اهل بیت، این آیه درباره مهدى آل محمد؟صل؟ مى‏باشد.[45]

از امام سجاد؟ع؟ نیز در تفسیر این آیه آمده است:

آن‌ها به خدا سوگند شیعیان ما هستند. خداوند این کار را براى آن‌ها به دست مردى از ما انجام مى‏دهد که مهدى این امت است. زمین را از عدل و داد پر مى‏کند؛ آن‌گونه که از ظلم و جور پر شده باشد، و هم او است که پیامبر؟صل؟ در حق وى فرموده: اگر از عمر دنیا جز یک روز باقى نماند... .[46]

  1. <وَلَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصّالِحُونَ‏>[47]؛ و هر آینه ما در زبور بعد از ذکر نوشتیم که البته بندگان صالح من وارث زمین مى‏گردند.

تحلیل آیه

این آیه نیز از آیاتی است که آیت‌الله صافی گلپایگانی برای اثبات اصالت مهدویت و تحقق خلافت حتمی حضرت مهدی؟عج؟ بر زمین، به آن استناد و بیان کرده است که این آیه از بشارت حتمى الاهى خبر مى‏دهد که شایستگان و صالحان، وارث زمین و صاحب آن مى‏شوند و چون در آیات قبل از این آیه، از زمین خاصى سخنى به میان نیامده است؛ "الف و لام" الارض"، الف و لام عهد نخواهد بود، و ظاهر این است که مراد تمام زمین است. بنابراین، آیه از روزگارى خبر مى‏دهد که زمین و اداره آن در همه قاره‏ها و همه مناطق و معادن آن، در اختیار بندگان شایسته خدا درمی‌آید؛ چنان‏که در آیات دیگر (نور: 55 و قصص: 5) همین وعده را فرموده است.[48]

امام باقر؟ع؟ در تفسیر آین آیه فرمود: «این‌ها اصحاب مهدى در آخر زمان هستند.» مرحوم طبرسی پس از نقل این حدیث گفته است:

مؤید آن روایتى است که خاص و عام از پیامبر خدا؟صل؟ روایت کرده‏اند: «لو لم یبق من الدنیا الا یوم واحد لطول اللَّه ذلک الیوم حتى یبعث رجلا صالحاً من اهل بیتى یملأ الارض قسطاً و عدلا کما قد ملئت ظلماً و جوراً»؛ اگر فقط یک روز از عمر دنیا باقى مانده باشد، خدا آن روز را طولانى می‌کند تا مردى صالح از اهل بیت من را مبعوث گرداند و زمین را چنان که پر از ظلم و جور شده است، از عدل و داد پر کند.[49]

آلوسی بغدادی پس از نقل اقوال مختلف در این آیه، گفته است که اگر بگوییم آیه به عصر مهدی و نزول عیسی مربوط است، به اقوال دیگر نیاز نخواهد بود.[50] ایشان گرچه در نهایت این قول را نپذیرفته است؛ در ادامه این نکته را نیز افزوده که ثوبان از رسول خدا؟صل؟ چنین نقل کرده است: «خداوند برای من زمین را جمع کرد. پس من مشرق‌ها و مغرب‌‌های آن را مشاهده کردم و زود باشد که امتم به آن برسد.»[51]

با بررسی چهل آیه بشارت از مزامیر داوود؟ع؟، مشخص شده است که این بشارات کاملاً با آیه کریمه <و لقد کتبنا فی الزبور...‏> منطبق است؛ چنان‌که ظاهر این است که مراد از «صدّیق» که در بشارت آیه 31 زبور آمده است؛ حضرت مهدی؟عج؟ است.[52]

محور ششم: گسترش دین اسلام در تمام عالم و غلبه بر تمام ادیان

  1. <هُوَ الَّذِى أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَدِینِ الْحَقّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدّینِ کُلّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ‏>[53]؛ اوست خدایى که رسولش را با دین حقّ به هدایت خلق فرستاد تا آن ]دین[ را بر همه ادیان عالم برترى دهد؛ هر چند کافران و مشرکان ناراضى باشند.

تحلیل آیه

این آیه از جهانی شدن اسلام و عالمگیرشدن آن خبر می‌دهد. مفهوم آیه، پیروزی همه جانبه اسلام بر همه ادیان جهان است و معنای این سخن آن است که سرانجام، اسلام همه کرۀ زمین را فراخواهد گرفت و بر همه جهان پیروز خواهد گشت. شکی نیست که در حال حاضر این موضوع تحقق نیافته است؛ ولی می‌دانیم که این وعدۀ حتمی خداوند تدریجاً در حال تحقق است و طبق روایات مختلفی که به ما رسیده است، تکامل این برنامه هنگامی خواهد بود که حضرت مهدی؟عج؟ ظهور کند. و برنامۀ جهانی‌شدن اسلام را تحقق بخشد.[54]

 امام باقر؟ع؟ در تفسیر این آیه فرموده است:

وعده‌ای که در این آیه آمده است، هنگام ظهور مهدی؟عج؟ از آل محمد؟صل؟ صورت می‌پذیرد. در آن روز هیچ کس در روی زمین باقی نخواهد بود، مگر این‌که به حقانیت محمد؟صل؟ اقرار می‌کند.[55] نیز از رسول خدا؟صل؟ چنین روایت شده است: «بر صفحۀ زمین هیچ خانه‌ای باقی نماند، نه خانه‌هایی که از سنگ و گل ساخته شده و نه خیمه‌هایی که از کرک و مو بافته شده باشند، مگر این‌که خداوند نام اسلام را در آن وارد می‌کند»[56] و نیز از امام صادق؟ع؟ در تفسیر این آیه چنین نقل شده است: «به خدا سوگند هنوز محتواى این آیه تحقق نیافته است و تنها زمانى تحقق مى‏پذیرد که قائم خروج کند و هنگامى که او قیام کند، در هیچ جای جهان، کسى که خدا را انکار کند، باقى نخواهد ماند».[57]

بنا بر این، با توجه به دلایل یاد شده در تفسیر آیه، نمی‌توان قول کسانی را پذیرفت که معتقدند مراد از غلبه در آیه غلبه اسلام بر دیگر ادیان با منطق و استدلال می‌باشد، نه پیروزی حتمی و نهایی اسلام در زمان حضرت مهدی؟عج؟.

  1. <هُوَ الَّذِى أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَدِینِ الْحَقّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدّینِ کُلّهِ وَکَفى‏ بِاللَّهِ شَهِیداً‏>؛[58] او خدایى است که رسول خود را همراه با هدایت و دین حقّ فرستاد تا ]دین[ او را بر همه ادیان غالب گرداند و بر حقیقت این سخن، گواهى خدا کافى است.

بنا بر قول طبرسی، صاحب تفسیر مجمع البیان، زمان تحقق این وعده الاهی در آیه، هنگام ظهور حضرت مهدی؟عج؟ می‌باشد که دین اسلام سراسر عالم را در بر می‌گیرد؛ به طوری که غیر از دین اسلام دین دیگری باقی نخواهد ماند.[59]

  1. <یُرِیدُونَ لِیُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ‏>؛[60] کافران مى‏خواهند نور خدا را ]با گفتار باطل و طعن و مسخره[ خاموش کند؛ امّا خدا نور خود را تمام و ]کامل[ خواهد کرد؛ هر چند کافران خوش ندارند.

 محمد بن فضیل در تفسیر این آیه می‌گوید:

از امام کاظم؟ع؟ در مورد این آیه سؤال کردم. امام؟ع؟ فرمود: «می‌خواهند ولایت امیرالمؤمنین؟ع؟ را با دهان خود خاموش کنند.» عرض کردم: و خداوند تمام‌کننده نور خود است، ]به چه معناست؟[ امام در توضیح آن فرمود: «خداوند تمام کننده امامت است. به دلیل فرمودۀ خود: «آنان‌که به خداوند و رسول او و نوری که نازل ساختیم ایمان آوردند. پس نور همان امام است.» عرضه داشتیم: اوست خدایی که رسولش را به هدایت و دین حق فرستاد: ]به چه معناست؟[ امام فرمود: «یعنی اوست خدایی که رسول خویش را به ولایت وصی خود امر فرمود: و ولایت همان دین حق است.» گفتم: تا بر همه دین غالب گرداند. ]به چه معناست؟[ امام در توضیح آن فرمود: «یعنی آن را بر تمامی ادیان هنگام قیام حضرت قائم؟عج؟ غالب سازد و این‌که خداوند فرمود: و خداوند تمام‌کننده نور خداست؛ یعنی ولایت قائم؟عج؟ را به مرحله تمام و کمال می‌رساند و این‌که می‌گوید: و هر چند کافران را خوش نیاید؛ یعنی هر چند کافران به ولایت علی؟ع؟ اکراه دارند.»[61]

 سه آیه یاد شده (توبه: 33 و 32؛ فتح: 28؛ صف: 8) از آیاتی‌اند که آیت‌الله صافی گلپایگانی برای اثبات اصالت مهدویت در باره اجرایی‌شدن تمام احکام اسلام در زمان ظهور حضرت مهدی؟عج؟ به آن‌ها استناد کرده و فرموده است:

این آیات بشارت دهنده هستند که اسلام بر سایر ادیان از جهت مایه و دستور و اصول و فروع و احکام و نظامات، به حکم‏ <الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ‏>؛ کامل است. از جهت اجرا و عمل و گسترش‌یافتن در تمام جهان نیز کامل خواهد گشت و خدا آن را اتمام خواهد فرمود.[62] این آیات و آیات متعدد دیگر علاوه بر آن‌که بر استقرار دین خدا در سراسر زمین و آینده درخشان عالم دلالت دارند، بر حسب معتبرترین مدارک و تفاسیر و احادیث، به تحول بى‏سابقه و بى‏نظیر و انقلابى که به رهبرى و قیام حضرت مهدى اهل بیت و امام منتظر و موعود انجام خواهد گرفت؛ تفسیر شده است. بنابراین، اصالت قرآنى عقیده به مهدویت نیز با توجّه به این آیات و دقت در مضامین آن‌ها و کتاب‏هاى تفسیر و احادیثى که در تفسیر این آیات وارد شده، ثابت و غیرقابل انکار است.[63]

محور هفتم: آمدن حق و نابودی باطل

<قُل جاءَ الحقُّ و زَهَقَ الباطِلُ ُ إِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقاً‏>؛[64] بگو حقّ آمد و باطل نابود شد، که همانا باطل نابود شدنى است.

تحلیل آیه

 باید حق بیاید و جهان را سراسر بگیرد و باطل از بین برود و معنای آیه <جاءَ الحقُّ و زَهَقَ الباطِلُ‏> در همه جا و همه رشته‏ها آشکار شود.

از آیات مورد استناد برای اثبات اصالت مهدویت در باره نابودی کامل باطل در زمان ظهور حضرت مهدی؟عج؟ که آیت‌الله صافی گلپایگانی از آن بهره بردند؛ آیه 81 سوره اسراء می‌باشد، ایشان در تبیین این آیه فرمودند:

در قرآن مجید، در آیات متعدد به این قانون خلل‏ناپذیر تصریح شده است و آخرین سخنى که در این‌جا متذکّر مى‏شویم، این است که جهان و جوامع بشرى در تحولات مختلف، مراحلى را پشت سر مى‏گذارد و از تخلیص‏ها و تصفیه‏هاى گوناگون عبور مى‏کند تا به تصفیه نهایى که به وسیله مهدىِ آل محمّد؟عهم؟ انجام مى‏شود، برسد. در این تصفیه‏ها و تخلیص‏ها به تدریج آنچه باید ساقط شود، شناخته مى‏شود و نظام‏هایى که باید منحل گردد و روش‏هایى که باید ترک شود، همه شناسایى مى‏شوند. آنچه مضر است، همه مانند کف‏ها و علف‏هاى خشک‏و هرزه‏اى که روى آب‏هاى سیل آسا که در اثر باریدن باران جارى مى‏شود، ظاهر مى‏گردند؛ از میان مى‏روند و سودبخش نمى‏شود. جوامع بشرى همه براى پذیرفتن یک تصفیه دامنه دار آماده مى‏گردد و همین که منادى عدل و مبشّر، ظهور حضرت مهدى؟عج؟ را شروع آن تحول بزرگ اعلام مى‏کند، جز معاندین و آنان که در این تحوّل باید تصفیه شوند، همه خود را براى انجام آن آماده مى‏سازند و از آن استقبال مى‏نمایند.[65]

 از امام باقر؟ع؟ در تفسیر آیه <وَ قُلْ جاءَ الحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ‏> چنین روایت شده است: «وقتی‌که قائم؟عج؟ قیام کند، دولت باطل را از میان می‌برد» [66]

 مرحوم مجلسی دعایی را در بحارالانوار از قول امام مهدی؟عج؟ نقل کرده است که آن حضرت در آخر این دعا به مفاد آیه اشاره دارد؛ آن‌جا که به پیشگاه خداوند عرضه می‌دارد: «خداوندا! ... حق را یاری و باطل را نابود گردان!» <إِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقاً‏>.[67]

با توجه به تفسیر امام باقر؟ع؟ از آیه و تبیین آیت‌الله صافی گلپایگانی، این اصل در مورد مهدویت به اثبات می‌رسد که تنها زمان نابودی کامل باطل، زمان ظهور حضرت مهدی؟عج؟ می‌باشد.

محور هشتم: قدرت یافتن حضرت مهدی؟عج؟ و یارانش

<الَّذِینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّکاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ وَ لِلَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُور‏>[68]؛ ]یاران خدا[ کسانى هستند که هر گاه در زمین به آن‌ها قدرت بخشیدیم، نماز بر پا مى‏دارند و زکات ادا مى‏کنند و امر به معروف و نهى از منکر مى‏کنند و پایان همه کارها از آن خدا است.

تحلیل آیه

 این آیه (حج: 41) از آیاتی است که آیت‌الله صافی گلپایگانی برای اثبات اصالت مهدویت در باره قدرت یافتن حضرت مهدی؟عج؟ و یارانش در آخر الزمان به آن استناد کرده و در توضیحش فرموده است:

حاکم حسکانى که از علماى بزرگ اهل سنّت است، در کتاب شواهد التنزیل در رابطه با فضایل اهل بیت؟عهم؟ در تفسیر این آیه سه حدیث روایت کرده است. در یکى از این سه حدیث که حدیث 555 کتاب مى‏باشد، از «فرات»، مفسر معروف مسنداً از حضرت باقر؟ع؟ روایت کرده است که ابى عبیده حذّاء پرسش کرد: چگونه صاحب الامر را بشناسیم؟ حضرت در پاسخ این آیه شریفه را قرائت فرمود، و فرمود: «اِذا رَأیتَ هذا الرَّجُلَ مِنّا فَاتَّبِعهُ فَإِنَّهُ هو صاحِبُهُ؛ وقتى مردى از ما را دیدى که برنامه‏اى را که این آیه اعلام مى‏کند، اجرا مى‏نماید، او را پیروى کن که همان صاحب الامر است» و در حدیث 556 از همان فرات مسنداً از جانب زید بن على بن الحسین؟ع؟ روایت کرده است که گفت: «اِذا قامَ القائمُ مِن آل مُحمّدٍ یَقولُ: یا أَیُّها النّاسُ نَحنُ الّذی وَعَدَکُم اللَّهُ فی کِتابِهِ: <اَلذینَ إن مَّکنّاهُم فِی الأرض ...‏>؛ وقتى قائم آل محمّد؟عج؟ قیام مى‏نماید مى‏فرماید: اى مردم! ماییم آنان‏که خدا شما را در کتابش وعده داده است: <الَّذِینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ‏>.[69]

در حدیث دیگری از امام باقر؟ع؟ در تفسیر آیه <الَّذِینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ ...>[70]، آمده است:

این آیه تا آخر آن به آل محمد و مهدى و یاران او مربوط است. خداوند شرق و غرب زمین را در سیطرۀ حکومت آن‌ها قرار مى‏دهد؛ آیینش را آشکار و به وسیله مهدى؟عج؟ و یارانش، بدعت و باطل را نابود مى‏کند؛ آن چنان که تبهکاران، حق را نابود کرده بودند، و آن چنان مى‏شود که بر صفحه زمین، اثرى از ظلم دیده نمى‏شود؛ ]چرا که[ آن‌ها امر به معروف و نهى از منکر مى‏کنند.[71]

با توجه به روایات مذکور، این امر به اثبات می‌رسد که بر اساس آیه پیش‌گفته، حضرت مهدی؟عج؟ و یارانش در آخر الزمان از قدرت لازم برای اجرای تمام احکام اسلام برخوردار خواهند شد.

 

 

نتیجه گیری

با توجه به تحلیل های ارائه شده از دیدگاه‌های آیت‌الله صافی گلپایگانی در باره آیات مورد استناد، این نتیجه ملاحظه می‌شود که اصالت مهدویت را می‌توان در جهات و محورهای ذیل به اثبات رساند:

  1. تحقق پیروزی امام زمان؟عج؟ و یارانش به عنوان لشکر و حزب الاهی بر تمام عالم بر اساس وعده تخلف‌ناپذیر خداوند در قرآن: <فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُون‏‏>؛
  2. تحقق وعده حتمی خداوند بر نصرت امام مهدی؟عج؟ و یارانش به عنوان مصداق کامل و حقیقی نصرت پیامبران و مؤمنان، بر اساس آیه <وَ لَقَدْ سَبَقَتْ کَلِمَتُنا لِعِبادِنَا الْمُرْسَلِینَ إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنْصُورُونَ‏>؛
  3. پایداری حق و زوال پذیری کفر در تمام عالم در زمان ظهور حجت خدا، بر اساس آیه <وَیُرِیدُ اللَّهُ أَن یُحِقَّ الْحَقَّ بِکَلِماتِهِ وَیَقْطَعَ دابِرَ الْکافِرِینَ‏>؛
  4. تحقق وعده حتمی خداوند در پیشوایی و امامت مستضعفان بر جهان در زمان ظهور امام مهدی؟عج؟ بر اساس آیه <وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ* وَنُمَکّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَنُرِىَ فِرْعَوْنَ وَهامانَ وَجُنُودَهُما مِنْهُمْ ما کانُوا یَحْذَرُونَ‏‏>؛
  5. گسترش دین اسلام در تمام عالم و غلبه بر تمام ادیان در زمان ظهور ولی عصر؟عج؟ بر اساس آیه <هُوَ الَّذِى أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَدِینِ الْحَقّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدّینِ کُلّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ‏‏>؛
  6. تحقق وعده حتمی خداوند در خلافت حتمی صالحان در تمام عالم در زمان ظهور امام مهدی؟عج؟ بر اساس آیه <وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَیُمَکّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضى‏ لَهُمْ وَلَیُبَدّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِى لا یُشْرِکُونَ بِى شَیْئاً‏‏>؛
  7. ظهور کامل حق و نابودی باطل در زمان ظهور بقیه الله الاعظم؟عج؟ بر اساس وعده تخلف ناپذیر خداوند در آیه <قُل جاءَ الحقُّ و زَهَقَ الباطِلُ ُ إِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقاً‏‏>.
  8. قدرت یافتن حضرت مهدی؟عج؟ و یارانش پس از ظهور در تمام عالم؛ بر اساس آیه <الَّذِینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّکاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ وَ لِلَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُور‏>.

 

 

[1]. استادیار و عضو هیئت علمی پژوهشکده فرهنگ و معارف پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، سطح چهار تخصصی کلام اسلامی  e.eisazadeh@isca.ac.ir

[2] . دهخدا، لغت نامه، ج13، لغت مهدویت .

[3] . ابن منظور،لسان العرب،ج15 ص334؛ زبیدی،ج2 ص332 و طریحی،ج1، ص475.

[4] . معین، فرهنگ نامه فارسی، ج4، ص 4462.

[5] . عرفان، نقش باور داشت آموزه مهدویت در احیای فرهنگ و تمدن اسلامی، ص41.

[6] . صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ج 2، ص 19.

[7] . همان، گفتمان مهدویت، ص 10.

[8] . شیخ مفید،الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد،ج2، ص 346؛ کلینی، الکافی،ج1، ص514 و طوسی، الغیبه، ص143.

[9] . صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ج3، ص443 و 444.

[10] . صدوق، کمال الدین، ج 1، ص 286.

[11] . سلیمانی، ترجمه کتاب مقدس، باب 12، آیات 35-40.

[12] . همان، سفر مزامیر، مزمور 37.

[13] . اوستا، بخش یناهات، 46.

[14] . همان.

[15] . صافی گلپایگانی، اصالت مهدویت، ص20و21.

[16] . همان.

[17] . همان، سلسله مباحث امامت و مهدویت، ج 2، ص 234.

[18] . همان، اصالت مهدویت، ص55.

[19] . همان، ص 51 - 55.

[20] . مائده: 56.

[21] . مجادله: 22.

[22] . صافات: 137.

[23] . مجادله: 22.

[24] . خزار رازی، کفایة الاثر، ص60.

[25] . صافات: 171 و 172.

[26] . غافر: 51.

[27] . صافی گلپایگانی، سلسله مباحث امامت و مهدویت، ج 2، ص 266.

[28] . رعد: 17.

[29] . انفال: 7

[30] . صافی گلپایگانی، اصالت مهدویت، ص 58.

[31] . عیاشی، تفسیر العیاشی، ج 2، ص 50.

[32] . قصص: 5 و 6.

[33] . شریف الرضی، نهج البلاغه، کلمات قصار 200.

[34] . قصص: 5 و 6.

[35] . صافی گلپایگانی، سلسله مباحث امامت و مهدویت، ج 2، ص 268.

[36] . ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 19، ص 29.

[37] . صفار، بصائر الدرجات، ص 485.

[38] . حویزی، تفسیر نورالثقلین،ج 4، ص 110.

[39] . طبرسی، مجمع البیان، ج 7، ص 375 و مجلسی، بحارلانوار، ج 24، ص167.

[40] . کلینی، الکافی، ج 4، ص 557.

[41] . رازی، روض الجنان و روح الجنان، ج 15، ص 94 و 95.

[42] . نور: 55.

[43] . طبرسی، مجمع البیان،ج7، ص 240، طباطبایی، المیزان، ج 15، ص 157، صافی گلپایگانی، سلسله مباحث امامت و مهدویت، ج 2، ص 269 و مکارم شیرازی، تفسیر نمنونه، ج 14، ص 530.

[44] . طباطبایی، المیزان، ج 15، ص 157.

[45] . طبرسی، مجمع البیان، ج 7، ص 240.

[46] . کاشانی، تفسیر الصافی، ج 3، ص 444.

[47] . انبیاء: 105

[48] . صافی گلپایگانی، سلسله مباحث امامت و مهدویت، ج 2، ص 246 و250.

[49] . طبرسی، مجمع البیان،ج 7، ص 66 و 67.

[50] . آلوسی، روح البیان، ج 17، ص 95.

[51] . همان.

[52] . صافی گلپایگانی، سلسله مباحث امامت و مهدویت، ج 2، ص 243 و 254.

[53] . توبه: 33.

[54] . مولوی نیا، سیمای مهدویت، ص 14و25.

[55] . طبرسی، مجمع البیان، ج 5، ص 38.

[56] . همان.

[57] . حویزی، نور الثقلین، ج 2، ص 211.

[58] . فتح: 28.

[59] . طبرسی، مجمع البیان، ج 9، ص 129.

[60] . صف: 8

[61] . کلینی، الکافی، ج 1، ص 422.

[62] . صافی گلپایگانی، سلسله مباحث امامت و مهدویت، ج 2، ص 269.

[63] . همان، ص 270.

[64] .اسراء: 81.

[65] . صافی گلپایگانی، سلسله مباحث امامت و مهدویت، ج 2، ص 245 و 246.

[66] . کلینی، الکافی، ج 8، ص 287.

[67] . مجلسی، بحارالانوار، ج 91، ص 378.

[68] .حج: 41.

[69] . صافی گلپایگانی، وابستگی جهان به امام زمان، ص 56.

[70] . حج: 41.

[71] . حویزی، تفسیر نور الثقلین،ج3، ص 506.

ترجمه عربی چکیده

القرآن وبحث أصالة المهدویة فی رؤیة وفکر آیة الله الصافی الکلبایکانی

عیسى عیسى زاده [1]

تعتبر " الاصالة المهدویة " من المواضیع الأساسیة ذات الصلة والعلاقة بمسألة الإمامة والذی یلعب برهان ذلک دوراً حاسماً فی منح الأمل والثقة لمن ینتظر المهدی الموعود؟عج؟. وقد حظیه هذا الموضوع ونتیجة أهمیته القصوى بإهتمام الباحثین والمحققین والعلماء الأعلام وصبوا جل إهتمامهم بالبحث والدراسة فیه. ومن جملة العلماء والمفسرین المعاصرین الذین قاموا بالتحقیق والبحث فی هذا الجانب ومن جهات مختلفة منها العقلیة والقرآنیة والروائیة والفطریة والتوحیدیة والکرامتیة والإجتماعیة هو المرحوم آیة الله الصافی الکلبایکانی. وتسعى المقالة التی بین أیدینا ومن خلال الإعتماد على الآیات القرآنیة والإستفادة من المصادر المکتوبة والبرمجة الموجودة البحث فی الاصالة المهدویة التی تستند على القرآن الکریم وذلک من خلال التأکید على رؤیة وفکر هذا المفسر والفقیه الشیعی الکبیر عبر الکتابة بالإسلوب الوصفی – التحلیلی. ویمکن أن تشیر هذه الدراسة وبواسطة الإستفادة من آیات القرآن الکریم والروایات التفسیریة وکذلک الإستعانة من آراء ونظریات المرحوم آیة الله الصافی الکلبایکانی الى نتیجة مفادها: هی إن إثبات الاصالة المهدویة یکون من جهات عدّة ومختلفة من قبیل إنتصار حزب الله ونصرة جیشه ونصرة الأنبیاء والمؤمنین، الثبات على الحق، وزوال الکفر ومحقه، دعم ونصرة وإمامة المستضعفین، خلافة ووراثة الصالحین، إنتشار الدین الإسلامی الحنیف فی جمیع بقاع المعمورة والنصرة على جمیع الأدیان، إحقاق الحق وإزهاق الباطل، وإندفاع القوة وحصولها لدى الإمام المهدی الموعود؟عج؟ وأعوانه وأنصاره.

المصطلحات المحوریة: الاصالة المهدویة، القرآن، آیة الله الصافی الکلبایکانی.

 

[1] . أستاذ مساعد وعضو فی الهیئة العلمیة فی معهد البحوث الثقافیة والتعلیم، مرکز بحوث العلوم والثقافة الإسلامیة، المرحلة الرابعة قسم الکلام الإسلامی التخصصی.

  1. فهرست منابع

    قرآن کریم.

    1. آلوسی سید محمود، روح المعانی، دارالفکر، بیروت، 1417ق.
    2. ابن ابی الحدید عبد الحمید، شرح نهج البلاغه، نیستان، تهران،1393.‌
    3. ابن بابویه محمدبن علی‌ (شیخ صدوق)، کمال الدین و تمام النعمة، مؤسسۀ النشر الإسلامی، قم، بی‌تا.
    4. ابن منظور محمد بن مکرم، لسان العرب، دار الفکر للطباعة و النشر و التوزیع، بیروت‌، 1414ق.
    5. پور داوود ابراهیم، (گردآوری کننده) ا، اَوِستا، مؤسسه انتشارات نگاه، تهران، 1385.‌
    6. حسینی زبیدی محمد مرتضی، تاج العروس، محقق: علی شیری، دارالفکر، بیروت، 1414ق.
    7. حویزی عبد علی، تفسیر نورالثقلین، اسماعیلیان، قم، 1415ق.
    8. خزاز رازی، علی بن محمد، کفایه الاثر فی النص علی الائمه الاثنی، انتشارات جمکران، قم، 1392ق.
    9. دهخدا علی اکبر، لغت‌نامه، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، تهران،1373.
    10. رازی ابوالفتوح، روض الجنان و روح الجنان، آستان قدس رضوی، مشهد، 1408ق.
    11. سلیمانی اردستانی عبدالرحیم، ترجمه کتاب مقدس، آیت عشق، تهران، 1385.
    12. شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه، صبحی صالح، دارالاسوه، تهران، 1415ق.
    13. _____________________________، مترجم: علی نقی فیض الاسلام، سازمان چاپ و انتشارات فقیه، تهران، 1368.
    14. _____________________________، اصالت مهدویت، دفتر تنظیم و نشر آثار آیت العظمی صافی گلپایگانی. قم،1393.
    15. _____________________________، منتخب الأثر فی الإمام الثانی عشر؟عج؟، مکتب المؤلف، قم، 1422ق.
    16. _____________________________، سلسله مباحث امامت و مهدویت، دفتر تنظیم و نشر آثار آیت العظمی صافی گلپایگانی. قم، 1391.
    17. _____________________________، وابستگی جهان به امام زمان، مؤسسه الامام المهدی، قم، 1362.‌
    18. _____________________________، گفتمان مهدویت، مؤسسه تنظیم نسر آثار آیت‌الله العظمی صافی گلپایگانی، قم، 1378.‌
    19. صفار، محمد بن حسن،بصائر الدرجات، المکتبه الحیدریه، قم ،1381.‌
    20. طباطبایی محمد حسین، تفسیر المیزان، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1417ق،
    21. طبرسی حسن بن فضل، مجمع البیان، ناصر خسرو، تهران، 1372.
    22. طوسی محمد بن حسن، الغیبه، مؤسسه المعارف الاسلامیه، قم، 1425ق.
    23. عرفان امیر محسن، نقش باورداشت آموزه مهدویت در احیای فرهنگ و تمدن اسلامی، نشر معارف، قم، 1393.‌
    24. عیاشی محمد بن مسعود، تفسیر العیاشی، اعلمی. بیروت، 1411ق.
    25. فخرالدین بن محمد الطریحی، مجمع البحرین‌، محقق: احمد حسینی اشکوری، مرتضوی‌. تهران، 1375.‌
    26. فیض کاشانی ملامحسن، تفسیر الصافی، اعلمی، بیروت، 1402ق.‌
    27. کلینی محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1365.‌
    28. مجلسی محمد باقر، بحارالانوار، مؤسسه الوفا. بیروت، 1404ق.‌
    29. معین محمد، فرهنگ فارسی، امیرکبیر، تهران، 1378.
    30. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1371.
    31. مهدی پور، اسماعیلی و دیگران، گفتمان مهدویت شباب الجنه، قم، 1386.
    32. مولوی نیا، محمد جواد، سیمای مهدویت، بی‌ نا، قم، 1389.‌
    33. نعمانی، محمدبن ابراهیم، کتاب الغیبة، محقق: علی‌اکبر غفاری، مکتبة الصدوق، تهران، 1397ق.
    34. مفید، محمدبن محمد (شیخ مفید)، الإرشاد فی معرفة حجج اللّه علی العباد، مترجم و شارح: سیدهاشم رسولی محلاتی، المؤتمر العالمی لألفیة الشیخ المفید، قم، 1413ق.